تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1506

مساهمون:

ص١٥٠٦
حمزه بود لهذا براى تكميل اين ذوق و شوق بفرمان او داستان امير حمزه را بطرزى جالب و زيبا با تصاوير ساخته و پرداخته بودند . از بيان عبد النبى معلوم مىشود كه در عهد جهانگيرى هم امرا به اين داستان علاقه‌مند بودند » « 1 » . برگرديم بموضوع داستانها و تدوين و تأليف آنها در سده‌هاى دهم تا دوازدهم هجرى : داستانهاى منثور كه درين عهد نوشته شده گاه تحريرى جديد از داستانهاى قديم است و گاه روايتى تازه از آنها . - درين ميان داستانهايى كه بصرافت طبع نويسندگان عهد فراهم آمده باشند متعدد و قابل ذكرند . - بعضى از داستانها جنبهء دينى و مذهبى دارند اما داستانهايى كه صرفا منشاء ملى داشته باشند بين آنها ديده نمىشود مگر آنكه تحرير جديد از قصهء فيروز شاه بن ملك داراب « 2 » و از داستان ابو مسلم مروزى را كه درين اوان فراهم آمده ازين دسته بشماريم . - دسته‌يى از كتابهاى اين دوره كه بعضى از آنها خالى از ارزش ادبى نيستند ، مجموعه‌هايى هستند از قصه‌ها و حكايتها كه يا بر گرد يك محور اصلى جمع شده‌اند و يا تحت عنوانهاى مختلف اخلاقى و اجتماعى ، و بدين سبب بعضى از آنها را ذيل عنوانهايى غير از « قصه‌ها و داستانها » معرفى بايد كرد . همهء اين داستانها را كه از دسته‌هاى مختلفند نمىتوان داراى ارزش ادبى كافى دانست بلكه ازين حيث در مراتب متفاوتى قرار دارند و حتى بعضى از آنها با انشائى نزديك به زبان محاوره بتحرير درآمده يا ترجمه شده‌اند و بعضى با انشاء سادهء درست نوشته شده و برخى به كلى فاقد ارزش ادبى هستند . در ميان نويسندگان و مؤلفان داستانهايى كه درين عهد نوشته يا نقل شده چند تن هندى را مىبينيم كه هنگام ذكر فهرست داستانها بنام آنان باز خواهيد خورد . بعضى از داستانها هم اگرچه اصل هندى دارند بانشاء ايرانيانى كه در
هامش
( 1 ) - مقدمهء ميخانه ، چاپ تهران ص چهارده . ( 2 ) - مقصود تلخيص مقرون بفساديست كه مصطفى قزوينى از جلد سوم داستان مذكور در متن كرده و نسخه را بسال 1201 تمام نموده است ( كتابخانهء اوپسالا شمارهء 555 نسخ شرقى ) .