عادة لحن مذهبى شيعه داشت و ازين راه كتابهايى بوسيلهء محدّثان و فقيهان شيعى به زبان فارسى در ذكر مكارم اخلاق ، همراه با تعليمات دينى و ممزوج با حديثها و سنتها و خبرها كه از پيامبر اسلام ( ص ) و امامان شيعه ( ع ) نقل شده است ، بوجود آمد . ازين زمان ببعد « اخلاق » تنها به آن معنى نيست كه در سه مبحث از حكمت عملى ( ايثيقون ) يعنى تهذيب نفس ، تدبير منزل و سياسة المدنيه ملاحظه مىكنيم بلكه بحثى است عام دربارهء اينكه چگونه انسان خود را از راه اجراى اوامر شرع و عقل بسعادت دنيوى و اخروى برساند ، و پيداست كه در چنين بحثى همواره نمونههاى كمال از ميان پيشروان دين و مشايخ و اولياء و حكيمان و شاعرانى كه بزيور ايمان و اخلاق آراسته بودند انتخاب مىگرديدند و كردار و گفتار آنان بعنوان شاهد و سرمشق ذكر مىشد .
نوشتن كتابهاى اخلاق بدين شيوه در ايران سابقهء تاريخى دارد و كهنترين آنها را به صورت اندرزنامهها و كتابهايى از قبيل كليله و دمنه و جاويدان خرد و سندبادنامه و مرزباننامه و قابوسنامه و سياستنامه و كيمياى سعادت و نصيحة الملوك و گلستان مىبينيم و در عهد تيمورى و آغاز عهد صفوى در ميان اثرهاى ملا حسين كاشفى و ملا جلال دوانى مشاهده مىكنيم .
پيداست كه در هر دورهيى نحوهء برخورد با شرع و سنت و حكمت و تعليمات پيامبران و پيشوايان دين و پيران طريقت و رفتار پادشاهان باعدل و داد و وزيران باتدبير و سداد تفاوتهايى مىيابد ، چنان كه در عهد مورد مطالعهء ما اين برخورد ، اگر در ايران باشد ، بيشتر رنگ مذهبى شيعى دارد و سرمشقها از گفتار و كردار پيشوايان دين اسلام و مذهب شيعه و كيفيت زندگانى و زهد و عبادت و عدم تعلق آنان بزخارف دنياوى و ظواهر فريبندهء حيات اخذ مىشود .
ازين دو نوع كتابهاى اخلاقى نمونههايى در عهد صفوى داريم كه برخى ضمنا داراى جنبهء ادبى هستند ، يعنى در بسيارى موارد نثر آنها بشيوهء مترسلان نزديك مىشود و در بعضى ديگر ، بويژه آنها كه بوسيلهء عالمان شرع تأليف شده
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1484
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٤٨٤