رحمى ننمود يار بر زارى من * غم داد و نكرد هيچ غمخوارى من
از تيغ جفا بريخت خونم آخر * اين بود نتيجهء وفادارى من
77 - ممتاز فراهى « 1 »
ميرزا برخوردار بن محمود تركمان فراهى متخلص به ممتاز و معروف به ممتاز فراهى از نويسندگان و منشيان دوران شاه سلطانحسين ( 1105 - 1135 ه ) است . وى شرح حال خود را بتفصيل در ديباچهء كتاب محبوب القلوب آورده و خلاصهء آن چنين است كه آغاز زندگانى را در زادگاه خود فراه گذراند و همانجا بكسب ادب و دانش پرداخت و خيلى زود بنويسندگى و شاعرى روى آورد . سپس از فراه بمرو شاهجهان رفت و به خدمت حاكم آنجا اصلان خان درآمد و دو سال در آن شهر بسر برد و بعد از آن باصفهان سفر كرد و ملازم و منشى حسن قلى خان قورچىباشى شاملو گرديد و درين شهر نخستين بار مجموعهيى از حكايات بنام رعنا و زيبا ترتيب داد و آنها را بقول خود « بزيورهاى الوان نكات و استعارات » « 2 » بياراست چنان كه مورد توجه اهل زمان گرديد و همين توجه و تشويق او را بر آن داشت تا حكايتهايى نو بر آنچه بود بيفزايد و آنها را بنابر ويژگيهاى اخلاقيشان به چند دسته منقسم سازد . پس « آن را بمقدمه و شش باب و خاتمه مرتب گردانيد و به محفلآرا موسومش ساخت و در هر بابى از هر نحو
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* شرح حالى كه از خود در ديباچهء كتاب محبوب القلوب آورده است ؛ و بمقدمهء ناشر همان كتاب ، چاپ امير كبير ، تهران 1336 ( بنام شمسه و قهقهه ) .
* فهرست نسخههاى خطى فارسى كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ريو ، ص 767 - 768 .
* فهرست نسخههاى خطى فارسى كتابخانهء ملى پاريس ، بلوشه ، ج 4 ، ص 71 - 73 .
* فهرست كتابخانهء اينديا آفيس ، ج 1 ، ستون 527 - 528 .
* ترجمهء تاريخ ادبيات فارسى ، هرمان اته ، ص 236 .
( 2 ) - شمسه و قهقهه ، چاپ تهران ، ص 13 .