نوشت كه « غرض راقم در تسويد اين اوراق آنست كه به قدر مقدور اشعار بلند و افكار ارجمند فراهم آيد و اينكه جمعى كثير از موزونان را ذكر نمايد » .
آقاى گلچين معانى مؤلف تاريخ تذكرههاى فارسى رياض الشعراى واله را انتحال و تلخيصى از عرفات العاشقين تقى الدين اوحدى بليانى دانسته و نوشته است كه با اين حال على قلى خان « در ذكر ولى نعمت خويش حق نعمت را از ياد برده او را بباد انتقاد » گرفته است ، ولى بهرحال نبايد از بعضى مطالب قابل توجه و نقدهاى جالب كه درين كتاب است غافل بود . نسخههاى خطى اين كتاب كم نيست .
على قلى خان بهادر شعر مىساخته و بقول هدايت « قرب چهار هزار بيت ديوان داشته » . حاجى لطفعلى بيگ آذر درين باب نوشته است « شعرى كه ناخنى بدل زند ازو مسموع نشد » اما هدايت دليل اين بىلطفى را آن دانسته كه واله در تذكرهء خود از آذر چنان كه بايد ياد ننمود و « چون آن تذكره بايران رسيد حاجى نيز احوال نيكو ازو ذكر نكرده است » . انتخابهايى از اشعار و مضمونهاى خوبى كه دارد در تذكرهها ديده مىشود . مولانا محمد قدرت الله گوپاموى هندى دربارهء شعر واله مىنويسد : « در فنون نظم عارج معارج فصاحت است و سالك مسالك بلاغت ، طبع شريفش گنجينهء جواهر معانى و فكر لطيفش خزينهء نقود خوش بيانى ، منظوماتش به ادابندى مضامين تازه دلپذير است و منثوراتش بايراد عبارات پاكيزه بىنظير ، از آنجا كه كلام فصاحت نظامش بيشتر حاليه واقع گشته نمكپاش جراحت دردمندان است و گفتار شكربارش روحافزاى بلندطبعان . . . »
ذكر اين نكته در پايان مقال لازم است كه هدايت سال وفاتش را سنهء 1265 نوشته و اين درست به نظر نمىآيد . صاحب نتايج الافكار همان سال 1170 ( سنهء سبعين و مأية و الف ) را مرقوم داشته است . و مير غلامعلى آزاد در خزانهء عامره هم از سنهء « سبعين و مأية و الف » درينباره ياد كرده و ماده تاريخى را كه فقير دهلوى در مرگ دوستش بنظم كشيده نقل نموده است كه
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1799
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٧٩٩