اين ترانها نيز ازوست :
در معركهء عشق ستيز دگرست * فتح دگر آنجا و گريز دگرست
فرياد و فغان و گريه و ناله و آه * اينها هوسست و عشق چيز دگرست
*
از سينهء ريش هرچه خواهى بردار * زينجا كموبيش هرچه خواهى بردار
جان و دل و صبر از توام نيست دريغ * غير از غم خويش هرچه خواهى بردار
*
من زنده بدوستم نميرم هرگز * مغزى بىپوستم نميرم هرگز
هركس كه نه اوست مردهاش دان ز ازل * من خود همه اوستم نميرم هرگز
*
خيزيد ز راه من كه عاشق شدهام * ترسيد ز آه من كه عاشق شدهام
در دوزخ هجر مىگدازم شب و روز * اينست گناه من كه عاشق شدهام
*
آمد خط يار جستوجويى كردم * مويى ز آن طره داشت ، بويى كردم
آخر ز آن مو كه رشتهء جانم بود * پيراهن صبر را رفويى كردم
*