تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1459

مساهمون:

ص١٤٥٩
ظهور كردند كه از كثرت شهرت و اهميت در شمار شاعران و نويسندگان ايران درآمده و در كتابهاى ادب بتكرار جزو اين گروه ياد شده‌اند و من نيز بپيروى از آنان در اين كتاب همچنين كرده و عذر اين درازدستى را هم بارها خواسته‌ام . اينك كه كتاب حاضر در حال اختتام است ، از باب جبران مافات ، بخوانندگان گرامى پيشنهاد مىكنم كه ازين پس آن را « تاريخ ادبيات در ايران و در قلمرو زبان فارسى » بنامند .
هامش
- يكى از آنهاست ] ، در مجلهء ايران‌نامه چاپ ممالك متحدهء امريكاى شمالى ( سال 8 ش 2 ص 231 ) اين معنى ، با حذف مقدمات و مؤخرات عبارت بنده ، زادهء « گزافگويىهاى ناشى از عرق ملى » شمرده شده است ( ! ) . آقاى سعيد ميرمطهرى در شمارهء پنجم سال پنجم مجلهء « پر » كه در امريكاى شمالى منتشر مىشود جواب مشروح بنويسندهء مقالهء مذكور داده‌اند . ولى نويسندهء مقالهء مذكور آقاى احمد كريمى حكاك و شريكش جروم كلينتون ، پرخاشگرانه دنبالهء ايرادات سليقه‌يى ، و نه تحقيقى و ادبى يا تاريخى ، را بر من گرفتند و بىآنكه از دانشهاى ادبى و فارسى ، چنان كه از ديرباز در ميان ما معمول بوده و هست ، اطلاعى بهم رسانده باشند ، به خيال خود خواسته‌اند شيوهء نگارش تاريخ ادبيات را به من بياموزند . پس بىآنكه كتابم را به حد كفايت خوانده و مجلّدات آن را ديده باشند ( مگر شايد در حدود يكصد صفحه از آغاز جلد اول ) و توجهى بهمهء مطالب آن كنند ، آن را دنبالهء تذكره‌هاى فارسى پنداشته ( ! ) و بمصداق المكثار مهذار سخنانى به كلى ناموجّه و ناروا و ناسنجيده با غلطهاى لغوى و املائى و انشائى و با ناپختگى تام و تمام ، باز در همان مجلهء ايران‌نامه ، آورده‌اند كه مايهء رنجش عده‌يى از اهل تحقيق و ادب گرديد و از آن ميان استاد دانشمند آقاى دكتر محمد جعفر محجوب ( در ايران‌نامه سال 12 شمارهء 4 ) و استادان فاضل آقاى دكتر جلال متينى و آقاى دكتر احمد مهدوى دامغانى در مجلهء ايرانشناسى شمارهء 2 سال ششم ( بمناسبت چهلمين سال انتشار نخستين جلد اين كتاب ) پاسخهاى تحقيقى استادانه به آن دو داده و مرا مشمول مراحم خود ساخته‌اند .