به همين كار آمده بودند ، غازيان بايشان دوچار شده چند نفر دستگير شدند . . . » « 1 » .
12 ) شيوهء صنعتگرايى كه نمونهيى از آن را در بند يازدهم ديدهايم و مربوط بآغاز عهد صفويست ، هرچه بپايان آن عهد نزديك شويم بيشتر مطبوع اهل زمان مىگردد . در ترسل و تاريخنگارى هند هم همين وضع را مىبينيم و بر رويهم انشاء سادهء متمايل بصنعت يا نثر مصنوع متمايل بمرسل در آنجا شايعترست و علت آنست كه مؤلفان و منشيان آنجا نيز دنبالهء همان شيوهء پايان عهد تيمورى را دارند . البته ابو الفضل علامى را كه شيوهيى خاص خود دارد ، از ميان اين دسته از اهل قلم بيرون مىآوريم و بديگر مؤلفان خاصه مؤلفان تاريخ عهد شاهجهان مثل محمد صالح كنبوى لاهورى مؤلف شاهجهاننامه و ملا عبد الحميد لاهورى نويسندهء پادشاهنامه مىپردازيم . اينان اگرچه انشاء آراستهتر و پاكيزهترى از همزمانان خود در ايران دارند ولى تقريبا بر همان منوال كار مىكنند كه روملو در احسن التواريخ . نثرهايشان گاه در عين سادگى مصنوع و گاه مخلوط از هردو است و هرجا پاى توصيفها و مقدمهچينىها بميان آمد اطناب و صنعتگريهاى معهود را از ياد نبردند مانند اين عبارت از شاهجهاننامه : « چون صدرنشين طارم چارم آهنگ شبستان مغرب نمود و شاهد زمانه برقع مشكفام ظلام بر رو فروهشت نواب مهد عليا با ساير حجابگزينان نقاب عصمت مسندنشين عماريهاى زركار و محفههاى گوهرنگار گشتند و بدولتسراى خلافت معاودت فرموده برقرار معهود بانوى مشكوى دولت و شمع شبافروز شبستان سلطنت شدند . . . » .
درين عبارت هم با اطناب مواجهيم و هم با آزاد بودن جملهها از صنعتهاى ملالانگيز و هم هرجا سوق كلام اجازه داد سجعى به كار رفته است ، اما اختصاص قابل توجه درين نوشتهها آنست كه در آنها مبالغهء چندانى در استعمال واژههاى تازى ، بويژه اگر مهجور باشد ، نگرديده و يقينست كه ازين
هامش
( 1 ) - ايضا ص 213 .