بنحو سادهتر و معقولترى در آنها به كار بردهاند يعنى مقدمهچينىها بسيار كوتاهتر شده و از واژهها و جملههاى مترادف و مضاف و معطوف پياپى كه همگى يك معنى داشته و غالبا با سجعهاى متوازن و متوازى دنبال مىشدهاند ، كاسته شده است . درين دسته از نوشتهها هم مطلب آسانتر بيان شده و هم جانب صنعت به كلى مهمل نمانده است ، نويسنده عادة مطلب خود را بسادگى بيان مىكند و در گيرودار واقعهنگارى خود گاهى هم سرى به چند جملهء مترادف مسجع مىزند يا جناسى بهم مىرساند يا مثلى و شعرى را ، به فارسى يا به عربى ، چاشنىوار بر مطلب مىافزايد و مىگذرد ، و مثلا مىنويسد : « امرا و اركان دولت و عساكر مرّيخ صولت قلعه را مركزوار در ميان گرفتند . استاد شيخى توبچى با فوجى از تفنگچيان روملو بر درخت چنارى كه مشرف بود بر حصار سيبه « 1 » ساخته مخالفان را بتفنگ گرفتند . هرلحظه مهرهء تفنگ مرگ آهنگ اخبار قل ان الموت الذى تفرّون منه فانه ملاقيكم بدل ايشان مىرسانيد و هردم خطيب تيززبان حسام شديد الانتقام خطبهء بليغ يدرككم الموت و لو كنتم فى بروج مشيده به گوش ايشان مىخواند . هرچند ازبكان بهر هزيمت بر عزيمت سفر مفر مىجستند جز سقر مقر نمىديدند و بهر طرف كه گوش مىكشيدند فمن يجير الكافرين من عذاب اليم مىشنيدند . » « 2 »
بسيار اتفاق مىافتاد كه همين دسته از مؤلفان و نويسندگان خيلى كمتر بسراغ صنايع مىرفتند و اين بيشتر در جاهايى بود كه پىگيرى موضوع سادگى سخن را ايجاب مىكرد : « . . . و در مشهد مقدس نزول فرمودند . بعد از زيارت امام هشتم روانه جام شدند . رايات خورشيد طلعت چون سايهء دولت بر خرگرد انداخت در آن مقام قراولان عساكر ظفر فرجام آمده معروض گردانيدند كه خانان اوزبك درين حوالى نزول كردهاند ، آن حضرت چهارده كس را از قورچيان بزبانگيرى فرستاد و از آن جانب چهارصد سوار
هامش
( 1 ) - سيبه ، سيبا : تركيست بمعنى « هرجا كه محاط از ديوار باشد » ( فرنودسار ) .
( 2 ) - احسن التواريخ روملو ص 212 .