باقتضاى قضا كار خويش را بگذار * كه سعى بيهده پاپوش مىدرد ، مَثَل است
بلند و پست جهان هرچه هست در كار است * ز حكمت است كه انگشتها برابر نيست
جان بده اول سليم آخر قبول عشق كن * عهد را هركس كه آسان بست آسان بشكند . . .
78 - قاسم مشهدى « 1 »
ملا محمد قاسم مشهدى مشهور بديوانه و متخلص بقاسم از غزلسرايان سدهء يازدهم هجريست . ولادتش در مشهد اتفاق افتاد و از آنجا در پى تحصيل ادب باصفهان رفت و در صف شاگردان ميرزا صائب درآمد و در اين باره از راه تفاخر چنين گفت :
سرور عقل بشاگردى من فخر كند * قاسم امروز كه صائب بود استاد مرا
و در شعر شيوهء استاد خود را تقليد و تتبع مىكرد و مضمونهاى باريك و خيالهاى تازهء بسيار دارد با بيانى كه گاه روان و وافى بمعنى است و گاه بسيار مبهم و نامفهوم .
وى مانند بسيارى از معاصرانش بهند رفت « 2 » و همانجا ماند تا بقول صاحب
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* بهارستان سخن ، ص 566 - 567 .
* صحف ابراهيم ، خطى .
* سرو آزاد ، ص 122 - 123 .
* نتايج الافكار ، ص 564 - 566 .
* رياض الشعرا ، خطى .
* فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، چارلز ريو ، ج 2 ص 707 .
( 2 ) - ريو اقامتش را در هند سال 1136 نوشته كه بر فرض شاگرديش در نزد صائب ( م 1081 ) تصور نمىرود درست باشد . گويا اصلا 1036 بود ( ؟ )