جمعيت و روايى صنعت و بازرگانى شد ، آيينها و فَرنَهاد « 1 » هايى در آنچه بنگهبانى كشور از دستبرد يغماگران مىپيوست فراهم آمد ، راههاى كاروان رو در درون كشور ساخته شد و شهرها و آباديها و بناها و مدرسهها و مسجدها و رباطها و كاروانسراهاى بسيار در همه سوى ايران احداث گشت . در كارهاى صنعتى و هنرى و معمارى آنچنان پيشرفتى فراز آمد كه آن دوران را از ممتازترين زمانهاى تاريخ ايران ساخت . نخستين درخششهاى اين دگرگونى را مىتوان از همان اوان پادشاهى شاه اسمعيل فرا ديد آورد چنان كه در دوران حكمگزارى او شهرهايى مانند اردبيل و تبريز و خوى و اصفهان روبگسترش نهاد . اردبيل شهر مقدس صفويان و آرامگاه نخستين پيشواى صوفيان سرخ كلاه بود ، و مردم بسيار از ديار - هاى گونهگون بآهنگ زيارت شيخ صفى الدين بدانجا مىآمدند و از اين راه بر ثروت آن مىافزودند . خوى مركزيت سپاهى داشت و يك بناى « دولتخانه » « 2 » در آن برپا بود كه با « دولتخانه » تبريز كوس برابرى مىزد . تبريز كه نخستين پايتخت صفويست پيش از شاه اسمعيل از آبادگريهاى دودمان بايندرى برخوردار و بكاخها و مسجدها و گرمابهها و بناهاى ديگر آراسته و فراز آمد نگاه گويندگان و نويسندگان و دانشيان و هنرمندان نامور زمان بود ، و چون دور بشاه اسمعيل رسيد بسى از بزرگان پس از برافتادن دولتهاى كوچك بدرگاهش روى نهادند و بدان شهر رونقى تازه بخشيدند . در اين ميان بويژه دستهيى از هنرمندان هرات را بايد به ياد داشت كه با انتقال بتبريز مركز هنرى تازهيى از آن شهر آراسته ساختند . گذشته ازين شهر تبريز از زمان تيموريان ببعد از مركزهاى بزرگ دادوستد و آمدوشد بازرگانان شده بود و در عهد شاه اسمعيل و چندگاهى از دوران پادشاهى پسرش تهماسب بازار گرمترى از پيش براى مبادلهء كالاها يافت .
نهضت بازرگانى كه با ايجاد قدرت متمركز صفوى آغاز شده بود ، يكى
هامش
( 1 ) - فرنهاد ، قانون و قاعده
( 2 ) - دولتخانه : باصطلاح عهد صفوى كاخ شاهى و مركز كارهاى دولتى بود .