بزرگ را در برابر هجومهاى دو دولت نيرومند شرقى و غربى تحمل نموده است .
در اين مورد مذهب رسمى شيعهء دوازده امامى همان كارى را انجام مىداد كه اكنون ايدهاولوژيهاى سياسى در تشكيل حكومتهاى ملى مىكنند . از نامهيى كه عبيد اللّه - خان ازبك بپادشاه ايران ، تهماسب صفوى ، نوشت كاملا مشهود است كه چگونه اين اختلاف مذهبى بنوعى از دوگانگى سياسى هم منجر مىشد . وى در علت مبارزات نظامى خود با دولت ايران برها كردن « طريقهء حق » يعنى شيوهء اهل سنت و پيروى ايرانيان از بدعت گذاران و ضلالت پيشگان اشاره مىكند و مىگويد :
« اما با آن طايفه گفتگوى و مجادله داريم كه مذهب و ملت پدران خود را گذاشته تابع بدعت و ضلالت شياطين شده ، طريق بر حق را بر طرف كرده رفض و تشيع اختيار نموده . . . » « 1 » و در حقيقت سرمايهء اختلاف فيما بين را پيروى از دو طريقهء مذهبى اسلام مىداند ، و اين نشان مىدهد كه ازبكان و محرّكان غربى آنان يعنى عثمانيان از يكسو و صفويان و متابعانشان از سويى ديگر يكى از دو نوع تلقى نظريههاى فقهى و اجتماعى اسلام را بهانهء جنگ و تسخير متصرفات يكديگر مىساختند و ازين راه هنگامه جوييهاى خود را مشروع جلوه مىدادند درحالىكه هيچيك از دولتهاى سهگانه اختلاف اساسى در مسائل فرهنگى و خاصه زبان و ادب با يكديگر نداشتند ، هرسه ترك زبانان پارسىگوى و مسلمانانى ناقض احكام اسلامى بودند .
بهرحال ، با تشكيل دولت صفوى گذشتهء ديريازى از گسيختگى پيوندهاى ملى ايرانيان بدست فراموشى سپرده شد و بار ديگر بقول برون از ملت ايران « ملتى قائم بالذات ، متحد ، توانا و واجب الاحترام ساخت و ثغور آن را در ايام سلطنت شاه عباس اول بحدود امپراطورى ساسانيان رسانيد » « 2 » .
رشتهء اصلى و اساسى اين پيوند ملى ، همچنانكه گفتهام ، مذهب تشيع دوازده امامى بود ، و گرنه با وضعى كه آن ايام در ايران وجود داشت هيچ عامل ديگرى
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ روملو ، ص 230 .
( 2 ) - برون ، ج 4 تاريخ ادبيات ايران ، ترجمهء رشيد ياسمى ص 1 .