بيا از نَصرِ دين كَسرِ صَنَم كن * بملك روم ملك فارس ضم كن « 1 »
چند بيت معدود مذكور ، وقتى با قرينهها و خبرهاى تاريخى همراه شود ، اين معنى را مىرساند كه بسيارى از سنيان ايران ، حتى آنان كه از بيم خونريزيهاى قزلباشان نگريخته بودند ، با چنين آرزويى مخالفت نداشتند چنان كه دستههايى از كردان سنى كه متمايل بطاعت از يك پادشاه شيعى نبودند ، بىهيچگونه مقاومت و مخالفتى در قلمرو عثمانى باقى ماندند ؛ و دست بدست گشتن بعضى از ناحيتهاى كردنشين مذكور ميان دو دولت عثمانى و صفوى در اين معنى اثرى ننمود .
چنين انديشهيى اصلا در ايران دوران اسلامى تازگى نداشت ، بدين معنى كه پس از استقرار قطعى فرهنگ اسلامى در ميان ايرانيان و سستى پذيرفتن سياست ملى و نژادى كه در قرنهاى سوم و چهارم و نيمى از سدهء پنجم هجرى بود ، سلطنت هر مسلمان سنى خواه ايرانى و خواه انيرانى ، بىهيچگونه مخالفت بنيادى پذيرفته مىشد ، مگر از جانب قدرتجويان رقيب ؛ و سرّ موفقيت غلامان و قبايل گوناگون تركنژاد در حكومت چندسدگى آنان بر ايران همين بود .
با مرورى بر آنچه گفتيم روشن مىشود كه اگر با قيام شاه اسمعيل صفوى و رسمى كردن تشيع گونهيى از تشخص ملى در ايران حاصل نمىشد غلبهء عثمانيان در عهد گسترش متصرفات آنان بر ايران و پذيرفته شدن آن در كمال سهولت ، استبعادى نداشت ؛ و ارزش قيام مذكور و نيز تأثير رسميت تشيع در ايجاد نوعى از پيوند ملى ميان ايرانيان از همينجا معلوم مىگردد .
روايى كار اقتصاد و آبادانى
ثبات قدرت دويست و پنجاه سالهء صفوى و پيشگيرى نسبى آن دولت از ايلغارها و قتلها و غارتهاى پياپى قومهاى نيم - وحشى كه بايران مىتاختند مايهء گسترش آباديها و فزونى
هامش
بردارى بازگشتهاى توضيح آنكه سلطان سليم نتوانست از فتح چالدران نتيجهء مطلوبى حاصل نمايد و بىآنكه شاه اسمعيل را تعقيب كند و كارش را بسازد بآناطولى بازگشت .
( 1 ) - نقل از ج 4 تاريخ ادبيات ايران ، برون ، ترجمهء ياسمى چاپ اول ص 63 .