تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
عثمانى با مير خود چنين نوشت : « تا آنجا كه عقل سليم گواهى مىدهد اين امر جز مشيت بارى تعالى چيز ديگرى نيست زيرا مىخواهد كه جهان عيسوى را از ورطهء اضمحلال نهايى رهايى بخشد . . . » « 1 » و سفير ديگرى از دولتهاى فرنگ كه در استانبول بسر مىبرد ، همين معنى را بدين عبارت بيان كرد كه : « ميان ما و ورطهء هلاك فقط ايران فاصله است ، اگر ايران مانع نبود عثمانيان به سهولت بر ما دست مىيافتند . . . » « 2 » . اما همين فايده‌يى كه تشكيل دولت صفوى براى نجات اروپا داشت زيانى بزرگ براى عالم اسلام بود ، بدين معنى كه با رسمى كردن تشيع و ضعيف ساختن تسنن وحدت مذهبى ممالك اسلامى را كه تا آن دوران باقىمانده بود ، از ميان برد و آن محيط پهناور و يگانهء جغرافيايى را از وسط قطع كرد و بخطر انداخت . ثانيا دولت عثمانى كه امپراطورى اسلام را با همان قدرت دوران اموى تجديد كرده و سرگرم توسعهء پياپى آن بود ، بر اثر مناقشه‌هاى ممتد با صفويان همواره از مرز - هاى شرقى خود بيمناك بود و ناگزير بخش بزرگى از نيروى نظامى خويش را در آن جانب صرف مىكرد و از پيشرفت و تمركز نيرو در جبهه‌هاى اروپا باز مىماند و اين همان بود كه دولتهاى اروپايى مىخواسته و سفيران خود را بدنبال آن تا تبريز و قزوين و اصفهان مىفرستاده‌اند . اگر از ديد تاريخى ايران معاصر بموضوع بنگريم ، دولت صفوى داراى دو ارزش اساسى و حياتيست : نخست ايجاد ملتى واحد با مسؤليتى واحد در برابر مهاجمان و دشمنان ، و نيز در مقابل سركشان و عاصيان بر حكومت مركزى . دوم ايجاد ملتى داراى مذهبى خاص كه بدان شناخته شده و بخاطر دفاع از همان مذهب دشواريهاى
هامش
( 1 ) - نقل قوليست از :Trevisianoسفير دولت و نيز يا در دربار سلطان عثمانى . بنگريد بتاريخ سياسى و اجتماعى ايران . . . ، طاهرى ، ص 193 . ( 2 ) - نقل قوليست ازBusbecqسفير فرديناندFerdinandدر دربار عثمانى . بنگريد به ج 4 تاريخ ادبيات برون ، ترجمهء رشيد ياسمى ، تهران 1316 ص 8 .