تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
هروسپ شاهى « 1 » كه در ايران آغاز شده بود ، پايان بخشيد ، و با اعلام مذهب رسمى تشيع ايرانيان را خواه و ناخواه بجانب نوعى از وحدت كه جنبهء دينى داشت سوق داد اما در مقابل مايهء گسترش و رواج مفاسد و بنيادگذارى پايه‌هاى انحطاط فكرى و علمى و ادبى و اجتماعى ، و شيوع خرافات و سبك مغزيهاى تحمل‌ناپذير در ايران گرديد . 4 ) درين دوران بنام سه تن از مفاخر تاريخ نظامى و سياسى ايران باز مىخوريم و عادة آن را از دورانهاى با رونق تاريخ ايران مىشماريم و شايد از پاره‌يى جهات در اين راه بدرستى پاى نهاده باشيم اما در همان حال كه در طريق سرافرازى سير مىكنيم نبايد بسيارى اعمال زشت و نابخشودنى را كه در اين عهد افتخار جارى بود فراموش كنيم كه بجاى خود انگيزانندهء شرم و خفت است . بلى در همين دوران بارور تاريخ ايران بتازيانه زدن و كشتن دادجويان و باز گذاشتن دست بيدادگران ، كشتارهاى بزرگ مردم ، كور كردن ، پوست كندن آدميزاد ، سوزاندن فرزندان آدم در آتش يا در قباى باروتى ، افگندن انسان در قفس و سوزانيدن او ، محبوس ساختن آدمى در خم و فرود انداختن از بالاى منارهء مسجد ، بريدن گوش و زبان و بينى و بسيارى از اين‌گونه عملهاى وحشيانه از جملهء كارهاى جارى و عادى بود . شرابخوارگى و اعتياد بافيون و حبّ فلونيا و چرس و بنگ و حشيش در اين دوران نه تنها ميان مردم عادى بلكه بين طبقات برگزيدهء كشور و در خاندان سلطنتى و ميان پادشاهان بهمراهى نديمانشان باب بوده و آن گروه را اندك‌اندك از جنگاورى و دلاورى كه در آغاز دوران صفوى داشتند به سستى و زبونى پايان آن عهد افگند . 5 ) اگر در آغاز اين عهد انضباط شديد و از خود گذشتگى حيرت‌انگيز سرخ كلاهان را در ركاب سردار شجاع مردانه‌اشان ملاحظه مىكنيم ، چيزى از
هامش
( 1 ) -harvisp shahi. هروسپ يعنى گونه‌گون و بعض غير معين . هروسپ شاهى تركيبى است كه من آن را بمعنى پادشاهىهاى گونه‌گون و متعدد به كار برده و در برابر كلمهء فرانسوى( feodalite )نهاده‌ام كه عادة آن را به « ملوك الطوائف » ترجمه مىكنند درحالى كه تركيب ملوك الطوائف تنها هنگامى رسانندهء چنين معنايى تواند بود كه پادشاهانى از چند طائفه برخاسته باشند نه‌چند حكومت كه مردانى زورمند در كشورى بر اين و آن تحميل نمايند .