تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
تا با عثمانيان بجنگ و ستيز برخيزد و آنان را چندگاهى از شرّ لشكركشيهاى پياپى خواندگاران باروپا باز دارد ، ولى چون جنگ ميان ايرانيان و عثمانيان در مىگرفت فرنگيان پاى پس مىكشيدند و هردو را به حال خود مىگذاشتند ، شايد هم علت اين پيمان‌شكنيها آن بود كه آل عثمان و اخلاف شيخ صفى الدين براى ستيزه‌گرى با يكديگر نيازى ببرانگيزاننده و محرك نداشتند و بهانه‌جوييهاى ارضى و دينى براى آن‌دو بسنده بود . در رابطه‌هاى بازرگانى هم همواره كشورهاى اروپايى دنبال جلب سودهاى يكسويه مىگشتند و در انديشهء كسب اجازهء فعاليتهاى گستردهء تجارى و معافيت از گمرك و ماليات و همانند اينها بودند و در همه حال از تقاضاى حمايت و رعايت جانب هيأتهاى مذهبى مسيحى هم غافل نمىنشستند . تجارت ميان ايران و اروپا در عهد صفوى ، و آمد و شد سفيران و بازرگانان و صنعت‌گران و مبلغان مذهبى مسيحى و بعضى از اهل حرفه و هنر اروپايى بايران و رواج ساخته‌هاى فرنگيان مانند ساعتهاى سويس ، قبله‌نما ( قطب‌نما ) ، عينك و چيزهاى شيشه‌يى ، بافته‌ها بويژه ماهوت و اطلس و كمخاى فرنگى و تافته شامى ، و همچنين تأثير سبك نقاشى فرنگى در اواخر عهد صفوى ، به نحوى كه در تصويرهاى چهل ستون اصفهان مىبينيم ، و نظاير اينها همگى نتيجهء مستقيم ارتباطهاييست كه در دوران مورد مطالعهء ما ميان ايران و اروپا در حال گسترش بود ؛ و اين تأثيرها طبعا در دوران بعد از صفوى روزبروز گسترده‌تر و ژرف‌تر گرديد . دامنهء تأثير اين رابطه‌ها حتى بادب فارسى نيز كشيد و وصف فرنگيان مضمونهايى در اختيار شاعران زمان گذارد . شاهدان و زيبارويان فرنگ ، حسن فرنگ ، رخ فرنگ ، بت فرنگ ، مى پرتگال ( پرتغال ) ، بادهء پرتگال ( پرتگالى ) و اين گونه واژه‌ها بهمراه اين مضمونها و و صفها بسيار به كار مىرفته است و از آنهاست غزل زيرين از ملا اسمعيل ذبيحى شاعر سدهء يازدهم صاحب منظومهء « نرگسدان » كه پس از اين ياد خواهم كرد .
دارم دلى از چشم سياه تو فرنگى * وحشىتر از آهوى نگاه تو فرنگى