پرداخته شده بنظم درآمد « 1 » .
پس از فتح جزيرهء جرون ( هرموز ) و قشم و بندر جرون ( گمبرون ) بافتخار شاه عباس نام بندر اخير را باسم او « بندر عباس » خواندند . شاه عباس بعد ازين فتح به زودى انگليسيان را از خيال خامى كه داشتند منصرف و تسلط خود را بر خليج مستقر ساخت و حتى آنان را از بناى استحكامات در بندرهاى جنوب بازداشت .
پرتغاليان نيز بعد از اين شكست تمام امتيازهاى خود را در خليج فارس از دست دادند و فقط از شاه اجازه يافتند كه در بندر كنگ نزديك بندر لنگه تجارتخانهيى بسازند « 2 » .
رابطهء ايران با كشورهاى غربى در عهد صفويان منحصر بدانچه در خليج فارس گذشته است ، نبود ، بلكه دنبال ارتباطهايى كه از عهد تيموريان و تركمانان با آنها وجود داشته در سال 970 ه ( 1562 م ) نخستين رابطهء سياسى و اقتصادى ميان ايران و انگلستان آغاز شد و آنتونى جن كينسن « 3 » كه حامل نامهء اليزابت اول ملكهء آن كشور براى شاه تهماسب بود ، در قزوين بحضور پادشاه صفوى رسيد . مقصود ازين رسالت ايجاد رابطهء بازرگانى با ايران بود و اگرچه جن كينسن بسبب مسيحى بودن از درگاه « مرشد كامل » رانده شد ولى بهرحال اين رابطهء بازرگانى ميان دو كشور سرگرفت و هيأت اعزامى جن كينسن توانست چند سال بعد از راه روسيه با ايران تجارت كند و اين رابطه را پس از اين رسالت برادران شرلى ( سر آنتونى شرلى و سر رابرت شرلى ) كه پيش ازين نامشان را ديدهايد « 4 » ، استوارتر كرد با اين تفاوت كه اين بار پادشاه روشنبينى چون شاه عباس بزرگ زمام كارها را در دست داشت و نمايندگان غرب را بجرم مسيحى بودن از درگاه نمىراند و فرمان نمىداد كه جاى پايشان را براى ازالهء نجاست بشويند !
هامش
( 1 ) - حماسهسرايى در ايران ، دكتر صفا ، چاپ سوم ، تهران 1353 ص 366 - 370 .
( 2 ) - نقل از : خلاصهء تاريخ سياسى و اجتماعى و فرهنگى ايران از آغاز تا پايان عهد صفوى ، دكتر صفا ، تهران 2536 ( 1356 ) ص 253 - 255 .
( 3 ) -Anthony Jen Kinson( 4 ) - همين كتاب و همين جلد ص 22