تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
تكرار كردند و چون شاه اسمعيل در كشورگشايى خود متعرض اهل سنت و عالمان و اديبان سنى بود و آنان را ناگزير بپذيرفتن تشيع مىكرد ، آنان كه ميل بتغيير مذهب نداشتند بكشورهاى همسايهء ايران و از آن جمله بفرارود مىگريختند و به خدمت پادشاهان ازبك درمىآمدند و از جملهء مشهورترين آنان يكى فضل اللّه بن روزبهان خنجى اصفهانى « 1 » دانشمند و مورخ و مؤلف معروف ، صاحب عالم آراى امينى در تاريخ خاندان بايندرى ، و مهمان نامهء بخارا در تاريخ سلسلهء امراى ازبك ، و سلوك الملوك در اخلاق است كه بنام عبيد اللّه خان نوشته شده . گذشته ازين شاهان و شاهزادگان ازبك ، بويژه كسانى مانند محمد خان شيبانى و برادرزاده‌اش عبيد اللّه خان و يونس مغول پسر يونس بوقاخان و پسرش سلطان محمود خان و جز آنان غالبا شاعران پارسى گوى بوده و يا شاعرى را با زبان فارسى آغاز مىكرده و آنگاه بشعر تركى مىپرداخته‌اند « 2 » .

رابطه‌هاى خارجى

از مطلبهاى شايستهء مطالعه در دوران صفوى رابطهء روزافزونيست كه ميان ايران و مغرب زمين پديد مىآمد . پيداست كه اين كتاب به هيچ روى جاى آن نيست كه درين مطلب بسيار مهم و اساسى بشرح و تفصيل بپردازم و به همين سبب كوشش خواهد شد كه با رعايت جانب اختصار ببعضى جريانهاى قابل ذكر درين باره اشاره شود . در دوران پيش ، چنان كه ديديم ، خواه بوسيلهء قراقويونلويان و آق‌قويونلويان و خواه در زير لواى تيمور و تيموريان رابطهء خارجى ايران با خاور و باختر در حال توسعه بود « 3 » .
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به همين كتاب ، ج 4 ص 538 - 540 . ( 2 ) - رجوع شود به : روضة السلاطين فخرى هروى ، چاپ سندى ادبى بورد ، حيدرآباد 1968 م . ص 23 ببعد و نيز به همين كتاب و همين جلد ، فصل پنجم . ( 3 ) - رجوع شود به همين كتاب ، ج 4 ص 20 - 25 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 51 | ذبيح الله صفا