وجود داشت .
بعد از اورنگ زيب آثار ضعف تدريجى در سلسلهء گوركانيان هند آشكار شد و در اين ميان بازگشت روزافزون اميران و راجههاى محلى بقدرت ، حملهء نادر شاه افشار بهند ، دخالتهاى شركتهاى فرانسوى و هلندى و انگليسى خاصه دسيسهها و دستاندازيهاى شركت هند شرقى انگليس انحطاط دولت گوركانى را تسريع نمود و آن سلسله بسال 1275 ه هنگام سلطنت بهادر شاه ثانى بدست انگليسيان برافتاد .
دورهء پادشاهى گوركانيان هند عهد اعتلاء نفوذ فرهنگ ايرانى و رواج بىچون و چراى زبان و ادب فارسى در سراسر شبه قارهء هند بود و اين رواج و نفوذ خاصه با استقرار سلطنت همايون بعد از بازگشت از ايران مسلم و پابرجاى گرديد . پيش ازين « 1 » شرحى دربارهء تأثير پناهندگى همايون بايران و بازگشتش بكشور خويش در نشر زبان فارسى و فرهنگ ايرانى در هندوستان نوشتهام . اين نفوذ و رواج كه در دوران پادشاهى جلال الدين اكبر معاصر شاه عباس اول بكمال خود رسيد ، بعد از آن همچنان در حال گسترش بود و وضعى در هند بوجود آورد كه ديگر زبان و شعر و نثر پارسى اختصاص به كسانى نداشت كه از اصل ايرانى بودند بلكه بسيارى از هندوان مسلمان و نامسلمان ، يا بازماندگان ايرانيانى كه از روزگاران پيش بهندوستان رفته بودند در شمار سخنوران نامبردار به زبان فارسى درآمدند و از ميانشان نويسندگان و گويندگان استادى همانند فيضى فياضى و ابو الفضل علامى و داراشكوه و برهمن وفانى كشميرى و غنى و بسيارى ديگر ازينگونه بزرگمردان برخاستند .
با مراجعهيى ببخش شعر و شاعران و نويسندگان و مؤلفان در همين جلد بروشنى تمام ديده مىشود كه شهرهاى بزرگ هند در عهد چند پادشاه نخستين گوركانى براستى بمحيطى ايرانى تبديل شده و جولانگاه و مأمن فرهنگ ايرانى بوده است
هامش
( 1 ) - بنگريد به همين كتاب و همين جلد ص 13 - 14 .