تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
بود ، همه ماهها از فروردين تا اسفند ارمذماه ايرانى بوده است .

ازبكان

اما فرارود ( ماوراء النهر ) در سراسر عهد صفوى سرچشمهء دشوارىهايى براى ايرانيان خاورى بود و اين دشواريها پىآمد چيرگى قبيله‌هاى تازه‌يى بود بر آن سامان كه از اعقاب مغولان و از خاندان « شيبان » و به « اوزبك » مشهور بودند و شعبه‌يى از آنها از آخرهاى سدهء نهم ببعد مزاحم شاه - زادگان بازماندهء تيمورى در فرارود گرديدند و آنها را بتدريج تا آغاز سدهء دهم از آن ديار بيرون راندند و خراسان را نيز از چنگ فرزندان سلطان حسين بايقرا بدر آوردند . درين اوان بود كه قدرت محمد خان شيبانى ( شيبك خان ) رئيس قبيله‌هاى اوزبك ماوراء النهر بكمال رسيده « از ولايت بسطام و دامغان تا نهايت بلاد تركستان در تحت تصرفش قرار گرفت » « 1 » . قبيله‌هاى اوزبك به دو دستهء بزرگ منقسم مىشدند : دسته‌يى از آنان برياست ابراهيم پسر پولاد از اعقاب منگو تيمور « خانات بخارا » را تشكيل دادند و گروهى ديگر برياست عربشاه پسر ديگر پولاد « خانات خيوه و خوارزم » را بنياد نهادند . نسب پولاد به « منگو تيمور » و ازو به چند واسطه به « شيبان » و ازو به « جوجى » پسر چنگيز خان مغول مىرسيد . اميران خانات بخارا و خانات خيوه و خوارزم همان پادشاهان ازبكند كه در تاريخ دوران صفوى آنهمه بنامشان بازمىخوريم و يكى از آخرين آنها كه در پايان اين عهد يعنى در دوران پادشاهى نادر بنواحى شمال شرقى ايران تاخته بود ايلبرس خان فرمانرواى خوارزم است كه نادر او را در سال 1153 ه مقهور و مقتول ساخت « 2 » . ازبكان مسلمان و مانند ديگر تركان آسياى مركزى بر مذهب اهل سنت بوده‌اند و به همين سبب با شاه اسمعيل صفوى و سرخ كلاهان كه بنام ترويج مذهب شيعه قيام كرده بودند بمعارضه برخاستند و تعرضهاى خود را بر ايران تا پايان عهد صفوى بارها
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 392 . ( 2 ) - دربارهء خاندان شيبان بنگريد به طبقات سلاطين اسلام ، تهران 1312 ص 212 ببعد .