از دوران شاه اسمعيل تا پايان پادشاهى نادر هجده سلطان عثمانى از بايزيد ثانى ( 886 - 918 ه ) تا محمود اول ( 1143 - 1168 ه ) بر كشور خود فرمان راندند و در عهد همين پادشاهانست كه دائم جنگ و صلح بىسرانجام و آمدوشد بىحاصل سفيران عثمانى و ايرانى ادامه داشت ، ولى اگر اين شهرياران در جانب ايران كاميابى محسوسى نداشتند در اروپا و شمال افريقا و بخشى از آسيا پيروزيهاى بسيار يافتند و تا پشت ديوارهاى وين پيش رفتند و سراسر اروپا و حوزهء رياست مسيحيت را در آن ديار بوحشت طولانى دچار ساختند ؛ و در ضمن همين پيشرفتهاست كه بعد از فتح شام و مصر و عربستان ( 923 ه ) در حرمين خطبه بنام سلطان سليم خان اول ( 918 - 926 ه ) خواندند و ازين تاريخ بود كه سلطانان عثمانى عنوان خلافت يافتند . پسر همين سلطان سليم يعنى سلطان سليمان اول كه تا 974 ه سلطنت كرد امپراطورى عثمانى را از مرزهاى ايران تا تنگهء جبل الطارق و از كنارههاى دانوب تا سواحل درياى سرخ و كرانههاى افريقا در مديترانه گسترش بخشيد و اگرچه فوارهء قدرت عثمانى درست بعد از همين سلطان « كبير » آغاز سرنگون شدن كرد ، ليكن آن دولت تا بعد از جنگ اول بين الملل و تشكيل جمهورى تركيه از بازماندهء خاك عثمانى باقى ماند .
ثروت سرشار سلطانان عثمانى و تسلط آنان بر بخشهاى بسيار پهناورى از كشورهاى اسلامى باعث شد كه درگاهشان مركز اجتماع گروه بزرگى از دانشمندان و اديبان ديارهاى گوناگون گردد . دستهء بزرگى از اين عالمان و اديبان از آغاز عهد صفوى ببعد بعلتهايى كه پيش ازين گفتهام از ايران مهاجرت كرده و در دورههايى محدود يا نامحدود در خاك عثمانى باقىمانده و كتابهايى به عربى و به فارسى در آنجا تأليف نمودهاند . علاوه بر اين بر اثر توجه خاصى كه پادشاهان عثمانى و بزرگان دولتشان به زبان و ادب فارسى داشتند ، پايتخت آنان از پناهگاههاى بزرگ شاعران و اديبان زمان و محل گردآمدن نسخههاى فراوان از كتابهايى كه عالمان و اديبان ايرانى بتازى و پارسى تأليف كردهاند ، در كتابخانهاى شاهان و بزرگان درگاهشان گرديد كه هنوز
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٤٥