تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
و شاهراه نجات و مثنوى مشروح ديگرى از مجذوب تبريزى « 1 » ؛ و دستور العفاف از « تراب » معاصر شاه سلطان حسين « 2 » و نظاير اينها ، و اين خود غير از بخشهاى طولانى از بيشتر مثنويها خاصّه آنهاست كه باستقبال از مخزن الاسرار نظامى ساخته شده و در آنها پس از درود بر آفرينندهء جهان ستايشهاى دراز آهنگ از پيامبر و صفت معراج و گاهى منقبت امامان شيعه بنظم درآمد .

معما

پيش ازين « 3 » دربارهء توجّه خاصّى كه در سدهء نهم و آغاز سدهء دهم بعلم معمّا و بمعمّاسازى مىشده سخن گفته و نمونه‌يى از معمّا را براى شناختن آن نشان داده‌ام ؛ و نيز در همين جلد ( ص 398 - 401 ) باهميت « علم معمّا » و تأليفهايى كه درين عهد راجع به آن كرده‌اند ، اشاره شده است . اين قسم از شعر كه روزى هواخواهان بسيار داشت نوعى ملال‌انگيز از آنست كه از هرگونه ظرافت شاعرانه خاليست . شاه عباس بزرگ نوع مذكور از شعر را بدينگونه توصيف مىنمود : « معمّا بلنگرى چينى خطائى مىماند كه سرپوش بر سر داشته باشد و گرسنه‌يى به گمان اينكه طعامست سرپوش بردارد و پر از كاه به نظر آيد ! » « 4 » . با اين حال گروه بزرگى از اديبان و شاعران عهد صفوى از آغاز تا پايان بساختن و شناختن و گردآوردن معمّا سرگرم بودند و از شگفتيها آنست كه دانشمندى چون قاضى مير حسين ميبدى ( م 910 ) معمّا مىساخت و معمّاهايش شهرت داشت « 5 » ، و يا شيخ زين الدين خوافى متخلص بوفايى ( م 940 ) با اشتغال خاطرى كه در تعهّد صدارت همايون پادشاه برايش فراهم بود ، از پرداختن بمعمّا خوددارى نمىكرد و درين نوع شعر ماهر بود « 6 » . بجز اينان در سده‌هاى دهم و يازدهم از معمّاسازان متعدّد مشهورى خبر
هامش
( 1 ) - ايضا همان فهرست ، ج 2 ص 638 . ( 2 ) - ايضا ، همان جلد ، ص 705 . ( 3 ) - همين كتاب ، ج 3 ص 117 - 121 و 193 - 195 . ( 4 ) - تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 9 . ( 5 ) - ايضا همان كتاب ، ص 512 - 513 . ( 6 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، ص 411
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 625 | ذبيح الله صفا