تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
دوم اندك فترتى درين شيوه از حكم‌گزارى حاصل گرديد ليكن بعد از آن ، خاصّه در عهد پادشاهى « كلب آستان شاه ولايت عبّاس » و جانشينانش تا به آخر عهد صفوى همان سياست با قوت تمام دنبال شد و كار ايرانيان درين راه بسختگيريها و تعصب‌هاى معروف و مشهور كشيد . معلومست كه در بحبوحهء چنين سياست مذهبى كار منقبت‌گويى هم بهمراه هرگونه تظاهر مذهبى ديگر شيعه رونقى بيشتر از پيش مىيافت ، و چنين نيز شد ، بويژه كه شاه تهماسب با آن رفتار مشهور خود با محتشم كاشانى « 1 » و شاه عباس با بخشندگى معروفش بشانى تكلّو « 2 » بر رونق اين بازار پرمشترى افزودند و ستايش از امامان شيعه را در ميان سخنگويان عهد صفوى كارى همگانى ساختند . از همان روزگار كه شاه تهماسب از پذيرفتن ستايشنامه‌هاى شاعران دربارهء خود اعراض كرد ، گويندگان و ستايندگان بزرگ زمان وى مانند حيرتى تونى ( م 961 ) و محتشم كاشانى ( م 996 ه ) در دنبال پيشروان خود كه نامشان را ديده‌ايم ، سرگرم ساختن شعرهاى دينى ، بويژه مناقب آل رسول بوده‌اند . دربارهء حيرتى نوشته‌اند كه « چهل هزار بيت قصيده در مدايح ائمه سروده » بود « 3 » و ازو منظومهء معروفى در ذكر غزوه‌ها و معجزه‌هاى پيامبر و امامان در دستست بنام « شاهنامه » يا « كتاب معجزات » كه دربارهء آن سخن گفته‌ام « 4 » . بنابراين او توانست شاعرى عديل و نظير ابن حسام خوافى ( م 875 ) « 5 » صاحب ديوان معروف در منقبت و گويندهء خاوران‌نامه باشد و قائم مقام آن گويندهء نامبردار در سدهء دهم گردد . از آن پس كار منقبت‌گويى ادامه داشت و همچنانكه زير عنوان « قصيده‌گويى
هامش
( 1 ) - عالم‌آراى عباسى ، تهران 1350 ، ص 178 ؛ تاريخ مختصر تحول نظم و نثر پارسى ، تهران ، چاپ هشتم ، 1353 ، ص 93 . ( 2 ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 8 . ( 3 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، سعيد نفيسى ، ص 465 . ( 4 ) - همين كتاب و همين جلد ، ص 586 - 588 . ( 5 ) - همين كتاب ، ج 4 ، ص 315 - 322 .