ساز فراوانست ، امّا گاه شاعرانى را مىبينيم كه درين راه بتفننهاى خاصى دست زدهاند مثلا وحشى دربارهء منظومهء « ناظر و منظور » خود كه بسال 966 تمام كرد مصراعى يافت كه چهار بار مىتوان از آن همان يك تاريخ را استخراج كرد ، يك بار از حرفهاى نقطهدار ، يك بار از حرفهاى بىنقطه ، يك بار از حرفهاى متصل و بار آخر از حرفهاى منفصل كه در آن مصراعست « 1 » . و همين كار را ميرزا امين نصرآبادى دربارهء تمام كردن كار خود در نسخهبردارى از مثنوى مولوى كرد و مصراعى يافت كه مىتوان از آن چهار بار تاريخ 1077 را استخراج كرد « 2 » . و كار دشوارتر ازين دو را محتشم كاشانى در شش رباعى تاريخدار خود نمود كه مىتوان از آنها بوجوه مختلف چند بار استخراج تاريخ كرد « 3 » ، و محمد طاهر نصرآبادى در تاريخ بناى هشت - بهشت بسال 1080 نخست مثنويى ساخت كه چهار بار در مصراع آخر از چهار بيت آخر آن تاريخ 1080 را مىتوان يافت و سپس همتش بدين قانع نشد و دو رباعى ساخت كه هر مصراع آنها همين تاريخ را دارد و آنگاه يك مثنوى بيست و چهار بيتى بدنبال آنها آورد كه هر مصراع از هر بيت همين تاريخ را دارد يعنى چهل و هشت بار در چهل و هشت مصراع پياپى همان يك تاريخ تكرار شده است ، و همين كار را باز در تاريخ ريختن توپى بسال 1082 ه كرد « 4 » .
هجو و هزل و طنز
درين دوران مانند همهء دورههاى شعر فارسى ، هجو و هزل و طنز رواج داشته است . هجو كه در قانون ادب مكروه است بيقين در عهد صفوى همچنان مطرود و ناخوشايند بود كه در روزگار ما ، و به همين سبب بعضى از شاعران كه چندى لب بدينگونه سخن مىگشودند و ژاژخايى مىكردند در ميان اهل زمان نيك پذيرفته نمىشدند و ناگزير از ارتكاب اين مكروه توبه مىنمودند . مثلا دربارهء شريف تبريزى ( م 956 ه ) شاگرد لسانى شيرازى
هامش
( 1 ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 472 .
( 2 ) - ايضا ص 486 .
( 3 ) - ايضا ص 473 - 474 .
( 4 ) - ايضا ص 487 - 491 .