مقبوض محذوف ( وزن ليلى و مجنون نظامى ) است . اين ترجيعبند عراقى پس ازو مورد توجّه شاعران شد و موجب گرديد كه ساقىنامهگويى را تنها در پيروى از شيوهيى كه در اصل و اساس نظامى بانى آن بود ندانند بلكه در تركيب و ترجيع هم امكان گفتوگو با پير مغان و همنوايى با مغنّيان يابند و بر اين منوال ساقىنامه - هايى نو آيين بسرايند چنان كه در سدهء دهم و بعد از آن چند تن از گويندگان ترجيع - بندهايى بدين شيوه ساختند كه عادة ببحر هزج مثمن اخرب مكفوف محذوف ( مفعول مفاعيل مفاعيل فعولن ) است مثل ترجيعبند وحشى بافقى ( م 991 ) كه ترجيعش اينست :
ما گوشهنشينان خرابات الستيم * تا بوى ميى هست درين ميكده مستيم
و ترجيعبند ابو تراب بيك فُرقتى ( م 1025 ) با اين ترجيع :
ما خشك لبان تشنهء ديدار شرابيم * تا كاسهء ما گشت تهى خانه خرابيم
و ترجيعبند فغفور لاهيجانى ( م 1030 ) با ترجيع زيرين :
ما دجلهكشى ياد گرفتيم ز استاد * ما را خط بغداد به از خطّهء بغداد
و ترجيعبند نظام دستغيب ( م 1029 ) با ترجيع ذيل :
از دامن ساقى نفسى دست نداريم * جز ساغر مى پيش كسى دست نداريم
و ترجيعبند كامل جهرمى ( م 1010 ) با ترجيع زيرين :
ما صافدلان دردكش بزم الَستيم * با نغمه و مى لببلب و دستبدستيم
و ترجيع ترجيعبند محمد جان قدسى بدينگونه است :
عمريست كه در پاى خم افتاده خرابيم * همسايهء ديوار به ديوار شرابيم
و از آن ميرك نقّاش ( م 1061 ) چنين :
ساقى بده آن باده كه در ظلّ سحابيم * لب تشنهء رخسارهء آن آتش و آبيم
و نفعى ( م بعد از سال 1032 ) ترجيعبند خود را با اين ترجيع سرود :
ما عاشق شوريده و مستان خرابيم * تا عشق بتانست اسير مىنابيم
و جز اينها .