تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
گراييده است مثل ساقىنامهء نوعى خبوشانى [ ميخانه 262 ] و سنجر كاشى [ ايضا 325 ] و ظهورى [ ايضا ص 365 ] ؛ و در اين ساقىنامهء اخير از ظهورى كار تفصيل بحدود چهار هزار و پانصد بيت به نحوى كه در چاپ كانپور ( 1876 م ) مىبينيم كشيده است . شمارهء بيتهاى ساقىنامهء نوعى بحدود 350 مىرسد . وى كار خود را با توحيد و ستايش « اولين پير ميخانها » آغاز مىنمايد و آنگاه بتعريف سخن ، صفت شراب ، خطاب با ساقى ، تعريف بهار ، شكايت از روزگار ، خطاب مجدّد با ساقى ، خطاب با مغنّى ، خطاب ديگر با ساقى و اظهار حال خود ، ستايش خانخانان ، تاريخ اتمام سخن مىپردازد و سرانجام بمناجات مىرسد و بسوگند از خداى يكتا مىخواهد كه او را ازين دير دلگير نادلگشا بميخانهء وحدت راهنمايى كند ، دامنش را از حيضابهء تاك بشويد و لبش را كه در يوزهء شراب طهور مىكند بيك قطره شرمنده سازد . اما سنجر كاشى كه ساقىنامه‌اش از پانصد بيت درمىگذرد ، در تحويل سال جام صبوحى در دست مىگيرد و بشكرانهء دو شادى ، نوروز و مى ، آغاز مناجات بدرگاه حق مىكند و ساقىنامهء خود را بمدح شاه عباس خاتمه مىدهد و درين ميان حكايتها و تمثيلها مىآورد ، در حب وطن سخن مىگويد ، فرزند را نصيحت مىدهد و تعريف صبح و شب و عشق مىكند و مىگويد :
غم عالم از دل برد ياد عشق * دلا وِردِ خود ساز اوراد عشق
سخن ظهورى در ساقىنامهء طولانيش باثناى ايزد پاك آغاز مىشود :
كه خورشيد را صورت جام ازوست * شراب شفق در خم شام ازوست ازو لالهء نشأه بر فرق مى * وزو شكّر نغمه در كام نى رگ تاكِ اميد را نم ازو * لگدكوب مستى سر غم ازو سكون در رهش همعنان باشتاب * ازو مست گر ذرّه گر آفتاب پرستار اورندى و زاهدى * طلبكار او دَيرى و مسجدى يكى در حرم پاى بست نماز * يكى در خرابات مست نياز
و با همين لحن استعارى زيبا ستايش آن مركز پرگار هستى را كه زمين و زمان مست