تحفهء ميمونه از محمد حسن دهلوى ( نيمهء دوم سدهء دهم و نيمهء نخستين از سدهء يازدهم ) .
منبع الانهار از ملك قمى كه شرححال و آثارش را بجاى خود خواهيد ديد .
دولت بيدار از ملّا شيداى فتحپورى كه بجاى خود ذكر خواهد شد .
ناز و نياز از نجاتى گيلانى معاصر شاه عباس .
ساقىنامهها
پيش ازين « 2 » دربارهء منشاء ساقىنامهها و تاريخ پيدايى آن در شعر فارسى و تحولاتى كه از قرن ششم تا آغاز سدهء دهم و نظم ساقىنامههاى مستقل حاصل نمود ، سخن گفته و نيز به دو نوع ساقىنامه كه تا به آن روزگار متداول شده بود ، يعنى ساقىنامه ببحر متقارب مثمن مقصور يا محذوف و ساقىنامه به صورت تركيببند يا ترجيعبند اشاره كردهام .
از سدهء دهم ببعد اين قسم از شعر رواج بيشترى يافت و ساقىنامهسازى از ركنهاى اصلى شاعرى و ساقىنامه از انواع مهم و معتبر شعر شمرده شد و كمتر كسى از شاعران بزرگ و كوچك را مىشناسيم كه درين راه طبع آزمايى نكرده و ساقىنامهيى باستقلال و يا جزو منظومهيى كه معمولا ببحر متقارب و بپيروى از فردوسى ( شاهنامه ) يا نظامى ( اسكندرنامه ) سروده مىشد ، ترتيب نداده باشند .
نوع انديشهها درين ساقىنامهها بر رويهم همانست كه پيش ازين عهد بود ، با تغييرهايى در نحوهء بيان يا با وارد كردن موضوعهايى كه پيش از آن در ساقىنامهها مطرح نبود ، ولى ساقىنامهها همچنان جولانگاهى بود براى اظهار عواطف شاعرانه دربارهء ناپايدارى و بيهودگى جهان و هستى آن ، عاقبت دردانگيز ما فرزندان آدم درين نشأهء گذران و فناپذير ، پناه بردن بعالم مستى و بيهوشى براى رهايى از دردها و غمهايى كه بار منّت اين هستى دروغين بر دوش جان ما مىنهد ، گريختن از خرابآباد جهان از راه روشن خرابات ، يافتن گمشدههاى آرزو در كوى ميفروش ، شهود جلوهء راستى و حق در مصطبهء پير مغان و رها شدن از تهمت كفر و ايمان ، شناخت خود در بيخودى ، اعتكاف در خلوتخانهء دل و آمادگى سير در
هامش
( 2 ) - همين كتاب ، ج 3 ص 334 - 335 .