غربى و جنوب غربى آن ، و ولايت سند از شبه قارهء هند . قسمتهاى ديگرى از تمام سرزمين هند و آسياى صغير به شرحى كه در مجلدهاى پيشين اين كتاب ديدهايد ، از سدههاى پيشين زير نفوذ شديد فرهنگ ايرانى درآمده بود به نحوى كه هنگام بحث در تاريخ فرهنگ و ادب ايرانى نمىتوان ، و نبايد ، آنها را ناديده گرفت و بويژه از كوششهاى گستردهيى كه بسود زبان و ادب فارسى در آنها انجام مىگرفت صرف نظر كرد .
2 ) با قيام شاه اسمعيل و سرخ كلاهان تركى زبان و با ادامهء سياست مذهبى تعصبانگيز و سفاهتآميز دولت صفوى و كارگزارانش در برابر سنيان ، و همچنين با انقلابهايى كه در دوران سلسلهء ياد شده تا فتنهء افغان رخ داد بسى از ايرانيان خود را از آتش بلا بيرون افگنده جاى آرام و آسايش را بيرون از زادگاه خود جست و جو كرده و در سرزمينهاى ياد شده سكونت گزيده و همانجا بخلق آثار خود در علم و ادب پرداختهاند .
3 ) گوركانيان هند از عهد همايون و خاصه از دوران جلال الدين اكبر ببعد ، به نحوى خاص حمايت از فرهنگ ايرانى بويژه زبان و ادب فارسى را بر عهده گرفتند ؛ و سلاطين عثمانى و همهء بزرگان درگاهشان در تشويق و ترغيب عالمان ايرانى و ايجاد كتابخانههاى پرارزشى از نسخههاى فارسى كه هنوز هم گنجينههايى از آنها در تركيه باقى است ، كوششهاى ديرباز داشتند ، درحالىكه پادشاهان صفوى و سرخ كلاهان همزمان با فعاليتهاى ياد شده در اين راهها كارى كه شايستهء گفتار باشد انجام ندادند .
رعايت اين نكتهها ما را بر آن مىدارد كه در ذيل اين مبحث نگاهى ، اگرچه كوتاه ، به وضع سياسى سرزمينهاى زبرين نيز بيفگنيم . اما پرداختن بدين موضوع نبايد خوانندهء اين كتاب را به اين انديشه اندازد كه من ، خداى ناخواسته و ناكرده ، آن سرزمينها را بعنوان قلمرو سياسى دولتهاى ايرانى به حساب مىآورم . روشنست كه چنين نيست و در جلدهاى پيشين ازين كتاب نيز چنين نبود .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٤٣