تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
اين واژگونگى حال را در نادر مىتوان بگونه‌يى از ديوانگى تعبير كرد و اگر اين حال به پيش نمىآمد جهانگشاى افشار بىترديد يكى از درخشان‌ترين چهره هاى تاريخى جهان مىبود . وى كشورى را از غرقاب نيستى بديار هستى كشانيد و بدان آبرو و رونق و شكوه بخشيد و حد مملكت را به همان مرزها رسانيد كه قلمرو فرهنگ ايرانيست ، و در دنبال پيروزگريهاى خود بموضوعهايى چون ايجاد نيروى دريايى در درياى مازندران و در خليج‌فارس همت گماشت ، و بالاتر از همه در تغيير محيط تعصب‌آلود و خرافه آمودى كه صفويان و همدستان متعصبشان پديد آورده بودند ، كوشش بسيار كرد ، بكشورى از هم گسيخته و درهم‌ريخته نظمى و نسقى داد ، اما گردش ايام بالاى دست او بود و نگذاشت كه او ديرزيد و نيكوكار و سودمند باقى بماند تا شد آنچه شد و گذشت آنچه گذشت ! با كشته شدن نادر خاندان افشارى اهميت خود را بگونه‌يى آشكار از دست داد و اگرچه تا قسمتى از دوران قاجارى باقى ماند ولى به زودى بيك حكومت ضعيف محلى در خراسان مبدل گرديد و در سال ( 1218 ه ) بعهد پادشاهى فتحعليشاه قاجار منقرض شد . * * * در پايان اين مطالعهء كوتاه كه در شناخت محيط سياسى ايران از اوايل سدهء دهم تا ميانهء سدهء دوازدهم هجرى داشته‌ايم ، اشارهء مختصر و فهرست وارى به وضع آسياى صغير و قلمرو دولت عثمانى ، هندوستان و فرارود شايسته مىنمايد زيرا : 1 ) بخشهايى ازين سرزمينها كه نام برده‌ام تا پيش از دوران معاصر جزو خاك ايران و در قلمرو مستقيم فرهنگ ايرانى قرار داشته است مانند همهء سرزمينهاى ميان آمويه دريا و سير دريا و بخشهاى گسترده‌يى از خراسان كه در دوران قاجاريان بچنگ روسيان افتاده يا دولت نوساخته و نوخاستهء افغان بگونه‌هايى كه بجاى خود خواهم گفت آن را ضميمهء خاك خود كرده است ، و مانند بعضى از ولايتهاى عثمانى در مرزهاى