ذو الفقار و سلمان در قصيدههاى خود از آنها غفلت كردهاند ، در آن آورد « 1 » . مولوى محمد مظفر حسين صبا دربارهء او مىنويسد : « جنونى ، بدخشانيست كه دلش عشق منزل بل سراپايش محبّت آب و گل بود و همايون پادشاه نظر بعلم و فضلش در تربيت وى همّت مىگماشت . قصائد بسيار مشتمل انواع صنايع و بدايع دارد و اين مطلع قصيدهء اوست كه در سه بحر خوانده مىشود :
رخ تو لاله و نسرين خط تو سبزه و ريحان * لب تو غنچهء رنگين قد تو فتنهء بستان
يكى فعلا تن چهار بار ، دوم مفاعلين چهار بار ، سوم مفاعلن فعلاتن دو بار » « 2 » .
اين طبعآزمايى پياپى كه در آغاز عهد صفوى براى نظم قصيدههاى مصنوع وجود داشته در سراسر آن عهد ادامه يافت امّا ديگر تواناييى كه شاعران پيشين در شناخت رمزهاى سخنورى داشتند نمىتوانست با همان قوت ادامه داشته باشد و ازينروى صنعتگران نامآورى درين عهد نداريم كه شايستهء ذكر باشند . با اين حال آوردن نام تيمور حسينى ، معاصر شاه صفى ( 1038 - 1052 ه ) درينجا لازمست . وى به قصد دنبال كردن كار اهلى شيرازى و رفع نقصهايى كه در سه قصيدهء مصنوع او مى - يافت قصيدهيى ساخت بدين مطلع :
هزار گلشن رويت بدهر حسن نما * غبار برزن كويت به مهر داده ضيا
و چنان كه خود در معرّفى آن نوشته ( مشتمل است بر يكصد و شصت و دو بيت و قريب يكصد و سى بيت ازو مشتق مىشود متناول بر اصول بحور و منشعبات و مزاحفات از مطبوع و نامطبوع كه مخصوص شعراى عربست و دواير ستّه كه مخرج اوزان نوزدهگانه است و تفكيك بحور و اوزان مختلف و تعاريف اقسام قوافى صحيح و سقيم و ذكر صحت ايطاء جلى در بعضى موارد و حدود محسنات از صنايع بديع و بيان كه برسالهء فارسى كه اختلاف كثيره داشت ملتفت نشده ، بدان عمل شد و قريب
هامش
( 1 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى تا قرن دهم هجرى ، مرحوم استاد سعيد نفيسى ، تهران 1344 ، ص 410 - 411 .
( 2 ) - روز روشن ، تهران 1343 ، ص 184 .