مىدانيم همان طرز با تمايلى محسوس بسبك شاعران اواخر سدهء ششم و آغاز سدهء هفتم بوسيلهء گويندگانى چون بنايى و مير حاج انسى و اهلى شيرازى در پايان سدهء نهم و آغاز سدهء دهم تجديد شده بود و چون بعضى از آن استادان چندسالى از دوران صفوى را درك كرده بودند پرورشيافتگان طبع آنان نيز در سدهء دهم و تا چندى از سدهء يازدهم طرز گفتارشان را دنبال مىنمودند . به همين سبب است كه ما در سدهء دهم و اوايل سدهء يازدهم شاعرانى را مىشناسيم كه زبان قصيدهسرايان مذكور را در شعر خود به كار مىبردند و شيوهء سخنورى آنان بشاعرانى كه بعد از ايشان در ايران و هند شهرت يافتند شباهت ندارد ، بعضى از آن دسته بشيوهء شاعران پايان سدهء هشتم و آغاز سدهء نهم و بعضى ديگر بدورههاى قديمتر ، حتى بعهد شاعران خراسانى سدهء ششم و اوايل سدهء هفتم بازگشتند . ازين گروهند شاه طاهر دكنى ( م 954 ) ، حيرتى تونى ( م 961 ) ، عتابى نجفى ( سدهء دهم ) ، قاسم كاهى ( م 988 ) ، محتشم كاشانى ( م 996 ) ، قاضى نور الدين نورى ( م 1000 ) ، كمالى سبزوارى معروف به « افصح » ( م 1020 ) ، نظيرى نيشابورى ( م 1021 ) ، ظهورى ترشيزى ( م 1025 ) ، ملا كامى سبزوارى ( سدهء دهم - يازدهم ) ، عارف ايگى ( م 1028 ه ) . بعضى ازين گروه مثلا شاه طاهر و عارف چنان سخن مىگفتند كه گفتى در سدههاى پنجم - ششم هجرى زندگى مىكردند و در ديارى از سرزمين خراسان بسر مىبردند و اين نبود مگر بعلّت تتبّع آنان در ديوانهاى شاعران استاد در سدههايى كه گفتهام . - چند تن ديگر ازينگونه قصيدهگويان هستند كه پارههايى از قصيدههايشان را در تذكرهها مىبينيم مثل امير صافى ( هفت اقليم ، ج 1 ، ص 283 ) و صدقى ( ايضا ، 3 ، 115 ) و كمال الدّين چلبى بيگ ( ايضا ، 3 ، 237 ) و فسونى ( ايضا ، 3 ، 240 ) و حيدرى ( ايضا ، 3 ، 244 ) و جز آنان .
در عهد همين قصيدهگويان استاد كسانى را مىشناسيم كه از سخنشان آثار تازگى مشهود است و مىخواهند بر بناى كهن شعر آرايش نو بيفزايند و ازين راه طرزى تازه بيافرينند مثل وحشى بافقى ( م 991 ) و ثنايى ( م 995 ) و عرفى ( م 999 ) و ظهور همين دسته است كه مقدّمهيى براى تغيير شيوه در قصيدهگويى گشت ،
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 608
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٦٠٨