تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣

غزلسرايى

مهمترين نوع شعر درين عهد غزل است ، چنان كه بايد اين دورهء ممتد را دوران غزلسرايى در تاريخ ادب فارسى نام نهاد . هركس از شاه و امير و وزير و عالم و عامى كه خواست طبعى بيازمايد از ساختن غزلى غافل نماند ، خواه دل‌انگيز و استادانه و خواه سست و عاميانه . ديوان گروهى از شاعران ، چنان كه در شرح حالشان خواهيم آورد ، تنها با غزلهايشان ترتيب يافته به نحوى كه جز آنها حتى يك رباعى و قطعه نيز در آنها ديده نمىشود ، و در بعضى ديگر بندرت ديگر نوعهاى شعر بر غزل مىچربد ، مگر كليات شاعرانى كه در چند نوع از شعر يا در همهء آنها طبع‌آزمايى كردند و يا دفترهاى شعر گويندگانى كه مثنوىسرا يا ترانه‌گوى بودند و بس . خاصيت اين غزلهاى بىشمار يكنواختى عمومى آنها در بيان حالتهاى عشق و وصال و فراق و اميد و حرمان و شوق و يأس و اين گونه عاطفه‌هاى گوناگون بود كه طبعا در شعر غنايى بدانها بازمىخوريم . دربارهء نحوهء ايراد مضمونها و نكته‌ها و زبان و چگونگى بيان مقصود در اين غزلها در صحيفه‌هاى پيشين از همين فصل بتفصيل سخن گفته‌ام و ديگر اعادهء آن مطلبها درينجا شايسته نيست ، تنها افزودن اين نكته لازمست كه غزلهاى آن زمان كه محلّ مطالعهء ماست همگى عاشقانه نبودند بلكه بنابر رسمى كه از پيش متداول بود بعضى شاعران ببيان انديشه‌هاى حكمى يا عرفانى خود درين نوع از شعر مبادرت داشتند ، برخى بنحو انحصار و بعضى با همراه كردن هردو سه نوع انديشه باهم ؛ و از نكته‌هاى شايستهء توجّه آميزشيست كه غالبا ميان انديشه‌هاى عرفانى و ديد مذهبى هندى و ايرانى اسلامى ديده مىشود ، و اين امر از جانبى محصول اقامت بسيارى از شاعران ايرانى در سند و هند و دكن و آميزش با هندوان و عشقبازى با سبزچهرگان هند است كه طبعا بتقارب ذهنى و عقيدتى و جهان‌بينى آنان مىكشيد ؛ و از طرفى نتيجهء معاشرت آنان با اهل فضل و ادب هندى نژاد يا ايرانيان هندى شده ، بود كه روزبه‌روز در حال افزايش بودند ؛ و از جانبى ديگر مولود آشنايى ايرانيان و مسلمانان پارسىدان مقيم هند با ترجمه‌هاى آثار متعدد هندى بود كه بتشويق پادشاهان دكن و گوركانيان هند خاصّه جلال الدّين اكبر و