نيفتد كارسازان را بكس در كار خود حاجت * بخاريدن نباشد احتياجى پشت ناخن را
بر تواضعهاى دشمن تكيه كردن ابلهى است * پايبوس سيل از پا افگند ديوار را
سعى بهر راحت همسايها كردن خوشست * بشنود گوش از براى خوابِ چشم افسانها
تا سركهء پيشانى دونان نچشيديم * دندان طمع كند نشد در دهن ما
در دم صبح ، غنى ، پير فلك مىگويد * كه قضا نان دهد آن وقت كه دندان گيرد
قصيدهگويى و مديحهسرايى
اگرچه دورهء مورد مطالعهء ما عهد غزل و غزلسرايى بود ليكن نوع قصيده با همهء ناتوانى كه يافت ، همچنان راه خود را در طول زمان مىپيمود . بيشتر غزلگويان اين عهد قصيده و طبعا تركيب بند و ترجيع بند هم ساختهاند . شاعران معروفى مانند لسانى شيرازى ، حيرتى تونى ، محتشم كاشانى ، ثنايى مشهدى ، عرفى شيرازى ، فيضى اكبرآبادى ، نوعى خبوشانى ، نظيرى نيشابورى ، ظهورى ترشيزى ، شاپور تهرانى ، طالب آملى و بسيارى ديگر تا صائب تبريزى و نورس دماوندى و همانندگانشان در همان حال كه شور خاصى در ساختن غزلهاى دلانگيز داشتند به كار قصيدهگويى نيز پرداختهاند .
و بدينگونه ، خلاف آنچه در بادى امر ممكنست به نظر آيد ، چراغ قصيده با مرگ بزرگانى چون بنايى هروى ( م 918 ه ) كه او را اشعر شعراى خراسان خواندهاند ، و مير حاج انسى ( م 923 ه ) و اميدى تهرانى ( م 925 ه ) و اهلى شيرازى ( م 942 ه ) كه آخرين سالهاى خود را در عهد بنيانگذار سلسلهء صفوى مىگذرانيدند ، خاموش نشد ، بلكه تا ديرگاه شعلهور بود ، منتهى همهء آنان كه در راه شاعرى قدم برمىداشتند و ديوان و دفترى فراهم مىآوردند توانايى دست زدن بدينكار را نداشتند و يا اگر طبعى مىآزمودند شهرتى حاصل نمىنمودند .