چند سالى بعد نوعى خبوشانى ( م 1019 ) موضوع مثنوى معروف خود « سوز و گداز » را از سرگذشت زنى هندو گرفت چنان كه در شرححال آن شاعر خواهيد ديد .
داستانهاى منظومى ازين سنخ كه بعد ازين روزگار در هندوستان ساخته شده باشد متعدّد است « 1 » و از آن جمله داستان كامروپ « 2 » و كاملتاست « 3 » كه چند تن از شاعران آن عهد در هندوستان آن را بنظم كشيدند مانند محمّد مراد كه آن را بنام مير عيسى همّت خان « دستور همّت » ناميد ؛ و « تك چند چند » هندى معاصر اورنگ زيب - عالمگير كه « گلشن عشق » نامش داد ؛ و حاجى ربيع انجب دهلوى كه آن را باسم « فلك اعظم » بسال 1157 يعنى در پايان عهد مورد مطالعهء ما تمام نمود . مولوى محمد مظفر حسين صبا دربارهء اين « انجب » مىنويسد : « حاجى ربيع مغربى دهلوى است .
مذهب حكما مطبوعش بود و عمر خود هفتصد سال بيان مىكرد و در جوانى بدهلى رسيده توطن گزيد و در نظم بمرتضى قلى بيگ صفاهانى تلمّذ داشت . . . » « 4 » و چنان كه اته نوشته است « 5 » خمسه و ديوانى بزرگ داشت و مهابهاراتا را به فارسى درآورد و صد سال بزيست « 6 » . - مير على شير قانع تتوى صاحب تاريخ تحفة الكرام و تذكرهء مقالات الشعرا كه نامش خواهد آمد ، نيز داستان كامروپ و كاملتا را بشعر پارسى درآورد .
از همينگونه داستانهاى منظوم كه داراى موضوع هندى و ترجمه از آن زبان باشد مدهو مالت و منوهر « 7 » است . اين داستان قصهء عشق منوهر پسر پادشاه
هامش
( 1 ) - هرمان اتهHermann Etheدر تاريخ ادبيات ايران ( ترجمهء دكتر رضازاده شفق ، تهران 1337 ، ص 91 - 96 ) مهمترين آنها را شناسانده است .
( 2 ) -Kamrupa( 3 ) -Kamalata( 4 ) - روز روشن ، تهران ، ص 87 .
( 5 ) - تاريخ ادبيات ايران ( ترجمه . . . ) ص 92 .
( 6 ) - و نيز بنگريد بفهرست نسخههاى خطى فارسى در موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 711 .
( 7 ) -Madhoumalat - Manohar