تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
يزدى ( سدهء يازدهم ) و ميرزا نور اللّه اصفهانى متخلص بضياء ( سدهء يازدهم ) و مير - يحيى كاشى ( م 1064 ه ) را مىتوان ياد كرد « 1 » . چنان كه پيش ازين گفته‌ام دسته‌يى از داستانهاى منظوم اين عهد ترجمه‌هايى هستند از ادب هندى كه از پاره‌يى ترجمه‌هاى منثور نيز موجود است چنان كه بجاى خود مذكور خواهد افتاد . اين كار هم از سدهء دهم آغاز شده و تا پايان عهدى كه مطالعه مىكنيم ادامه داشته و معمولا در نظم آنها شاهكار نظامى ، خسرو و شيرين ، و وزن و شيوهء تنظيم آن مورد توجه بوده است . از جملهء قديمترين آنها يكى ترجمهء منظوم « رامايانا » است كه بفرمان جلال الدين اكبر و بهمت ملا عبد القادر بداؤنى بسال 997 ه انجام شد و اينكه بعضى آن را بفيضى فياضى نسبت داده‌اند درست نيست . همين داستان يك بار ديگر بوسيلهء مسيحا پانىپتى در عهد پادشاهى جهانگير ( 1014 - 1037 ه ) بشعر درآمده و منظومهء مفصلى ازين راه فراهم شده كه بطبع رسيده و مشهور است . شيخ سعد اللّه متخلّص به « مسيحا » « 2 » « مولدش قصبهء كرانه در حوالى شهر پانىپت است ، ازينجا به پانىپتى شهرت دارد . قصهء رام و سيتا كه در زبان هندى خالص بود به زبان فارسى نظم نمود و با ملّا شيداى فتحپورى [ م 1080 ه ] كمال اتحاد داشت . . . » « 3 » . ترجمه‌هاى ديگرى هم ازين داستان شده است « 4 » و باز هم دربارهء آن سخن خواهم گفت . فيضى فياضى ( م 1004 ه ) منظومهء مشهور خود نل و دمن را كه پيش ازين ياد كرده‌ام ، از منظومهء معروف حماسى هند مهابهارا تا اخذ كرد و كار خود را در نقل آن بنظم فارسى در سال 1003 بپايان برد .
هامش
( 1 ) - ازين مثنويها قضا و قدر سليم تهرانى و طالب آملى را در ديوانهايشان ديده و همانها باضافهء ديگر « قضا و قدر » ها را در مجموعه‌يى از كتابخانهء موزهء بريتانيا بشمارهءOr . 4772( ضميمهء فهرست ريو ص 234 - 236 ) خوانده‌ام . ( 2 ) -برخوان عطاى تو مسيحا محروم * چون صورت تصوير كه باشد برخوان( 3 ) - روز روشن ، مولوى محمد مظفر حسين صبا ، تهران 1343 ، ص 738 . ( 4 ) - ترجمهء رامايانا ، تهران 1350 ، مقدمه بقلم آقاى عبد الودود اظهر دهلوى .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 599 | ذبيح الله صفا