تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
آنهاست از آنچه پيشتر تا عهد جامى و هاتفى ، ساخته شده بود ، و ساده‌تر بودن و كوتاه‌تر بودن . بعضى ازين مثنويها كه شاعران سرودن آنها را تعهد كرده بودند ناتمام و برخى چنان كوتاه است كه گويى منظور از ساختن آنها رفع تكليف و اطاعت از امر سفارش دهنده و تعجيل در دريافت پاداش و انعام بوده است و بس . سادگى زبان و عارى بودن مطلب از ساز و پيرايه‌هايى كه استادان داستانسراى پيشين در اثرهاى خود به كار مىبردند ، و نيز خالى بودن آنها از تفنّنهايى كه در منظومه - هاى معروف سابق مىبينيم از ويژگيهاى اين منظومه‌هاى عهد صفويست . عده‌يى ازين مثنويها متضمّن داستانهاييست از موضوعهاى ابتكارى مانند « سوز و گداز » يا تمام مثنويهاى « قضا و قدر » و يا همهء داستانهايى كه از راه ترجمه از اصل هندى بوجود آمده باشد مثل نل و دمن ، كامروپ و كام‌لتا ، مدهمالت ، هيرو - رانجهن و جز آنها . منظومه‌هاى « محمود و اياز » و « سليمان و بلقيس » و امثال آنها را هم مىتوان تا حدّى داراى همينگونه موضوعها دانست كه از داستانهاى مورد توجه و نوعى تقليد همراه با بعضى ابتكارها بود . برخى از مثنويها كه استقبالى از يوسف و زليخا ولى در اسم و موضوع بجز آن بوده در شمار اين دستهء اخير از تقليدهاى مقرون بابتكار شمرده مىشود . در همهء اين دسته‌هاى چندگانه نفوذ شاعران پيشين كه در نظم داستانها شهرت داشته‌اند ، خاصه نظامى و خسرو و همچنين دو شاعر قريب العهد به اين دوره يعنى جامى و هاتفى آشكارست ، زيرا سرايندگان آن داستانها بهرحال و با داشتن هر موضوعى كه مقدور بود ، مىخواستند پاى در جاى پاى استادان گذشته نهند تا شايد بتوانند ازين راه مرتبه‌يى در شعر بدست آورند ، و با غلبهء چنين خياليست كه بعضى از آنان سعى داشتند تا هر پنج منظومهء نظامى و يا هر هفت اورنگ جامى را جواب گويند ، و گاه هم بدين حدّ بسنده نمىكردند و مانند عبدى بيك شيرازى دو خمسه مىساختند . از ميان آنها كه درين عهد بنظم يك يا چند منظومهء داستانى و يا بجواب گفتن مجموعه‌هايى از مثنويهاى پيشين ، و يا ترجمهء منظوم داستانهاى هندى ، و يا ابتكار و