تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
بجاى دگر هاتفى در فغان * كه اين بنده را بسته صاحبقران برابر ستاده چو شيران نر * از آن راهها ساخته پرخطر دگر جانب استاده قاسم دلير * بتأييد فرزند حيدر چو شير به راه دگر قدسى پهلوان * ستاده باقبال شاه جهان « 1 »
دنبال همين بيتهاست كه باذل موضوع منظومهء خود و نام آن را بدينگونه آورده :
چو ديدم سر راه را جمله بند * بنيروى مردان اقبالمند بدل گفتم اكنون چه چاره كنم * چسان پيش بگذارم اينجا قدم كه افتاده بر هفتخان ره مرا * مدد جستم آنگه ز شير خدا ببردم سوى تيغ حيدر پناه * دليرانه بگذاشتم پا به راه بيك جلوه كآن برق لامع نمود * ناستاد در پيش من هركه بود گرفتم بنيروى شير ژيان * بيك حمله ميدان ز دست يلان شكستم دَرِ گنج معنى به زور * در آن پاسبانان درافگنده شور چو چربيد بر دستها دست من * زدم كوس شاهى بملك سخن كنون نامه را مىشوم مبتدى * بنام نبىّ و بنام على چو صرصر روان گشت چون خامه‌ام * ز لطف نبى و على نامه‌ام بر آن نامه‌ها يافت بالاترى * شدش نام از آن حملهء حيدرى
حملهء حيدرى را در هند و ايران طبع كرده‌اند ( چاپ تهران سربى و بىتاريخ و پر از غلط است ) .

داستان‌سرايى

در تمام دوره‌يى كه مورد مطالعهء ماست نظم داستانهاى عاشقانه و پديد آوردن مجموعه از مثنويهايى كه درين زمينه ساخته مىشده محل توجه و علاقهء شاعران بود . ويژگى همهء اين منظومه‌ها نازلتر بودن
هامش
( 1 ) - درين بيتها منظور از « اسد » اسدى طوسى ناظم گرشاسب‌نامه است ، نظامى سرايندهء اسكندرنامه ، خواجو گويندهء سامنامه ، هاتفى سازندهء تمرنامه ، قاسم ( مراد قاسمى گناباديست ) سازندهء شاهرخنامه و شهنامه در شرح پادشاهى شاه اسمعيل صفوى ، و قدسى صاحب شاهجهان‌نامه ( بخشى از آن چنان كه پيش ازين ديده‌ايد ) .