تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
مكرر در جنگ با دولت عثمانى قابل ذكرست . اين جنگها كه با دولت عثمانى شد بيشتر بر سر قبولانيدن شرطهاى مذهبى نادر بر عثمانى و بستن پيمانى براى تعيين مرزهاى مشخص با متصرفات آن دولت در جانب ايران بود و عاقبت اين پيمانه نامه ميان دولت عثمانى و سفيران نادر ( ميرزا مهديخان منشى و مصطفى خان شاملو ) بسال 1160 ه امضاء شد و مفاد آن شناختن مرزهاى ايران و عثمانى بنابر پيمان ميان شاه صفى و سلطان مراد چهارم ، تعهد كارگزاران عثمانى در حفظ سلامت حاجيان ايرانى و نقل و انتقال آنان در راه زيارت كعبه ، تعيين سفيرانى در دو پايتخت به مدت سه سال ، بازداشتن ايرانيان از دشنام‌گويى بخليفگان سه‌گانه ، ترك دشمنى و ادامهء صلح از هردو جانب ، مطالبه نكردن باج و خراج از بازرگانان يكديگر . . . بود . با همهء اين خدمتها كه نادر بايران كرده بود هيچگاه نتوانست اعتماد ايرانيان را جلب كند و اين بىاعتمادى و نارضايى خاصه از هنگامى كه سلطنت ايران را به زور دسيسه تصاحب كرد و ببرانداختن آخرين بازماندهء صفوى پرداخت قوت گرفت و بعد از چندى بشورش‌هاى پياپى مردم در اين سوى و آن سوى كشور پهناورش كشيد و درين ميان داستان شورش ازگيان داغستان و سفر نادر از مشهد بدان ديار ( محرم 1154 ه ) و تير انداختن مردى ناشناخته بر او و متهم شدن پسر دلاور نادر يعنى رضا قلى ميرزا بدين جنايت و كور كردن او در داغستان پيش آمد كه يكباره آن سردار پرتدبير را بآدم‌كش بىباكى مبدل ساخت و مال دوستى بىحسابش كه بعد از فتح دهلى گريبانگير او شده بود بر اين آتش سنگدلى و خونريزى دامن زد چنان كه در مطالبهء مال از هركس و هر ديار راه مبالغه پيش‌گرفت و ازين راه آسيبهاى بسيار بايرانيان رسانيد و سخت‌كشى و آزار و قتل عامهاى او مانند كارهايش در شوشتر و شيراز و لار و ساختن كله منارها در فارس و كرمان و كور كردن گروهى بزرگ از زيردستان و همانند اين كارهاى نابهنجار او بجايى كشيد كه عرصه را بر مردم تنگ كرد و كار را بشورشها و انقلابهاى پياپى و بدگمانى ميان او و سردارانش كشانيد چنان كه چند تن از آنان كه نادر در انديشهء كشتنشان بود ، شبانگاهى در فتح‌آباد خبوشان ، بسراپردهء او هجوم بردند و او را از پاى درآوردند ( جمادى الثانى 1160 ه ) .