1139 ه تمام كرد بسرعت دنبال كار افغانان ابدالى كه در هرات استقلال داشته و تا حدود قائنات پيش آمده بودند رفت و تا 1141 ه غائلهء آن قوم را خواباند و بىدرنگ آهنگ اصفهان نمود و اشرف را در ربيع الثانى 1142 ه در مورچه خورت به سختى شكست داد و سپس او را تعقيب كرده در دشت زرقان نزديك شيراز بار ديگر منهزم نمود چنان كه سر از پاى نشناخته بجانب لار گريخت و در راه بسيارى از افغانان از پاى درآمده يا كشته شدند . اشرف از لار آهنگ بازگشت بقندهار كرد ليكن در بلوچستان كشته شد و غائلهء افغانان بپايان رسيد و بدينگونه تاج و تخت صفويان كه از سال 1135 تا سال 1142 ه در تصرف بيگانه بود بهمت نادر دوباره ، ولى براى مدتى كوتاه يعنى سه سال ديگر ( از ربيع الثانى 1142 تا ربيع الاول 1145 ه ) نصيب صفويان گرديد و اين مدت براى نادر كافى بود تا همدست روسيان و عثمانيان را از ايران كوتاه كند و هم افغانان ابدالى را كه دوباره قيام كرده بودند بسر جاى خود نشاند . سپس شاه تهماسب را كه در جنگ ناانديشيدهيى با عثمانيان شكستى سخت خورده و تا همدان و كرمانشاه و تبريز را از دست داده و در اصفهان بعياشى و ارتكاب كارهاى زشت پرداخته بود ، باصلاح ديد بزرگان مملكت از سلطنت خلع كرد و پسر خردسالش عباس ميرزا را بجاى وى بسلطنت برگزيد و خود نايب السلطنه شد ( 1145 ه ) .
پس ازين مقدمات تا سال 1148 ه نادر در چند جنگ با عثمانيان ناحيتهايى را در عراق و ارمنستان و گرجستان پسگرفت و در همان حال سرداران او بعضى شورش - هاى داخلى را از ميان بردند . آنگاه از آن سوى رود ارس بدشت موقان آمد و در آنجا اردو زد و در همان دشت بود كه واقعهء انتخاب وى بسلطنت و تاجگذارى او رخ داد ( 24 شوال 1148 ه ) و بدين ترتيب دولت صفوى كه بعد از واقعهء اصفهان تنها اسمى از آن مانده بود قطعا منقرض شد .
پيشامدهاى بعد ازين تاريخ تا كشته شدن نادر ( يازدهم جمادى الاخر 1160 ه ) بسيار است و غير از لشكر كشيهاى داخلى او كه همه به قصد سركوب سركشان انجام شده ، فتح قندهار ( 1150 ه ) و لشكركشى بهند و فتح دهلى ( 1151 ه ) و پيروزيهاى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٤٠