تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
شاعرانى چون صائب كه بتمثيل متوسّل مىشده‌اند بسيارى از معناهاى بلند را در پناه صراحت تمثيل يا به يارى ارسال مثل مفهوم مىساخته‌اند و شاعرانى هم كه پيش ازو و يا در زمان او يا بعد از آن شاعر چنين شيوه‌يى داشتند تا حدّى از اشكال كار خود مىكاستند . در بسيارى از بيتهايى كه پيش ازين بمناسبتهاى مختلف آورده‌ام ، به اين هردو نوع ايجاز و نيز بتمثيلها و ارسال مثلهاى روشنگر معنى و خيال مىتوان باز خورد . پس در اينجا به ذكر چند مثال براى نمودن نوع اخير از ايجاز ( ايجاز مخّل ) بسنده مىكنم :
اسير : شد بيستون چو حوصلهء سختى خمار * فرهاد برق تيشهء مى دير مىرسد سير گلشن كن اگر تشنهء ديدار خودى * آب از چشمهء آيينه رود در جوها آشفتگى ز سايهء من موج مىزند * كس روشناس پرتو خورشيد راز نيست
شوكت :
بىتو امشب از هجوم تو به عيشم تنگ بود * پنبهء مينا ز مهتاب شب آدينه داشت شوكت ز لاغرى نشوى صيد هيچكس * مژگان چشم حلقهء فتراك خويش باش
بيدل :
در واديى كه شرم نقابت گشوده است * بر چشم نقش پا مژه پوشد گياه او به اين طاقت نمىدانم چه خواهد بود انجامم * نگين بىنقش مىگردد اگر كس مىبرد نامم
24 ) همين توجّه مبالغه‌آميز به « خيالات رنگين » كه گاه عرصهء لفظ را بر گوينده تنگ مىكرد ، بعلّت دورگردى معنى و دشوارى در فهم مطبوع سخن - سنجان سدهء يازدهم و بيشترى از سدهء دوازدهم بود . بنابراين ايراد ما بر معنيهاى ديرياب از نظرى كه امروز نسبت بسخنورى داريم برمىخيزد نه از ديد اهل تميز در آن روزگار . ما امروز سخن ساده و خالى از ابهام و دور از مقدّمه‌چينىهاى نادر بايسته را مىپسنديم و در آن روزگار خلاف اين مىخواستند . پس شاعر نيز با اهل روزگار همساز مىشد . عنايت خان آشنا كه اسمش را در ذيل نام پدرش ظفر خان احسن صوبه‌دار كشمير خواهيد ديد ، با چنين ديريابى و دورگردى معنى مخالف