تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
زبان امرى تازه در عهد مذكور نيست بلكه دنبالهء وضعيست كه در سدهء نهم در حال تكوّن بود و آثار آن بتدريج در شعر و بويژه در زبان غزلسرايان ظاهر مىگرديد به نحوى كه چون بسدهء دهم بر سيم سادگى زبان را ، بجز در شعر چند تن كه اصرار در پيروى از شاعران سدهء هشتم و نهم داشته‌اند ، آشكار مىيابيم . اگر بخواهيم نظر استادان بزرگ سدهء دهم را كه در حقيقت پيشروان اصلى شعر در عهد صفوى بوده‌اند ، دربارهء زبان شعر دريابيم ، بهتر آنست كه نوشتهء غزالى مشهدى ( م 980 ه ) گويندهء تواناى آن قرن را كه قصيده‌گوى استاد و هم مثنوى سراى صاحب ذوق و هم غزلگوى خوش لهجه‌يى بوده است ، درينجا بياوريم . وى در مقدمهء ديوان خويش [ نسخهء خطى كتابخانهء موزهء بريتانيا بشمارهء 023 ، 25 .
Add
] معتقدست كه ب استعمال الفاظ دشوار و بيان « مغلق » آوردن معنى مقرون باشكال مىگردد ، و مىگويد :
صورت حجاب چهرهء معنيست كاشكى * يكبارگى خراب شود هرچه صورتست
« و هركس معنى بيشتر داشته رعايت تكلّف اصلاح و آرايش كمتر كرده ، و هركس معنى كمتر داشته برگرد تكلّفات صورت گرديده و حضرت نورا « 1 » در منع مقدمه ، كه در باب نظم و نثر بسيار در خيال آرايش لفظ و عبارت نباشند ، قطعه‌يى فرموده‌اند و آن قطعه اينست : خيال خاص باشد خال روى شاهد معنى چو خال اندك فتدبررخ دهد حسن فراوانش و گر بسيارى آن خال گيرد روى شاهد را ميان ساده رخساران سيه‌رويى رسد ز آنش » اين حكم از همان سدهء دهم و بيشتر از آن در سده‌هاى بعد تا دورهء بازگشت بشيوه‌هاى كهن مخالف عمده‌يى نداشت و يقينا شيوهء گويندگانى چون لسانى و غزالى و وحشى و محتشم و بيشتر از همه عرفى درين توجّه روزافزون بروانى لفظ و خالى بودن آن از پيچيدگيهاى معهود مؤثّر بود . مثلا همين عرفى شيرازى در همان حال كه معنيهاى دقيق در قصيده‌هايش مىآفريد و تركيبهاى تشبيهى و استعارى نو بسيار به كار مىبرد ، با اين حال گاه چنان از قيد تكلّف و تصنّع رها مىشد كه در بيان مطلب بشيوه‌يى از سخنگويى كه در محاورات ديده مىشود ، مىرسيد ، امّا اين
هامش
( 1 ) - نور الدين عبد الرحمن جامى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 552 | ذبيح الله صفا