در هر بيت يا هر مصراع به نحوى كه از سدهء ششم ميان پارسىگويان معمول شده بود ، و پيش ازين در همين كتاب ديدهايم . نورس دماوندى ( م 1105 ه ) از شاعران غزلگوى و قصيده سراى استاديست كه در آخرهاى عهد صفوى مىزيست . وى در جواب اين قصيدهء كاتبى « 1 » :
مرا غميست شتروارها بحجرهء تن * شتر دلى نكنم غم كجا و حجرهء من
قصيدهيى بمطلع پايين دارد كه در ديوانش ثبت است :
مرا دليست شتر حجره ساز داده وطن * شتر شتر غم او را بحجره حجرهء تن
بيشتر قصيدههاى مشهور زبان فارسى كه شاعران بزرگ قرنهاى 6 - 8 سرودهاند ، با تكرار همان ويژگيها كه دارند بوسيلهء شاعران قصيدهگوى اين عهد استقبال شد اما هيچيك از آنها چه در لفظ و چه در معنى باثرهاى شاعران سدههاى پنجم و ششم و حتى سدهء هفتم شباهت ندارد بلكه ازين حيث ، شاعران زمان بيشتر از قصيدهگويان قرن نهم و قرن هشتم سرمشق گرفتهاند .
با اين حال بندرت شاعرانى ازين عهد را مىشناسيم كه در شيوهء شاعرى بدنبال سبك شاعران نخستين سدههاى ادب فارسى ، خاصه شاعران قصيدهگوى خراسان رفتهاند مانند عارف ايگى ( م 1035 ه ) و اظهرى شيرازى ( م 1061 ه ) و تا حدّى ميرزا محمّد حسين بورس دماوندى ( در قصيدههاى خود ) . ازين ميان عارف ايگى در پيروى از شيوهء بيان شاعران خراسانى بسيار توانا بود چنان كه در ترجمهء حالش گفته خواهد آمد .
19 ) مطلب مهمّ ديگر در شعر دوران صفوى سادگى لفظ و تازگى زبان شعر است به نحوى كه با زبان سخنوران پيشين تفاوت كلّى دارد . البتّه اين تحوّل ژرف
هامش
باز دست فتح شاهنشاه گردون اقتدار * كوس دولت زد بر اوج قبهء نيلى حصارهفت بار تجديد مطلع كرده است و اين دراز نفسى در قصيده و تركيب و ترجيع در ديوان بيشتر شاعرانى ازين دست مانند محتشم ، عرفى ، فيضى ، نظيرى ، ظهورى ، شانى ، طالب ، شاپور و چند تن ديگر بسيار ديده مىشود .
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، ص 233 ببعد .