تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
بلند را در كلام كوتاه بياورند و آنها را تا مىتوان در يك بيت و گاه در يك مصراع چنان بگنجانند كه قابل گردش در افواه گردد ، زود به ياد سپرده و اينجا و آنجا نقل شود . « مضمون » باشد ، مضمونى كه از زبانى بزبانى ديگر راه جويد و در نزد خواننده و شنونده تخيّل‌انگيز و اعجاب‌آميز افتد . 10 ) اين پيروى از خيال و همدوش كردن آن با معنى و مفهوم ذهنى شاعر ، كه در بيان سخن‌سنجان آن عهد و زمان « خيال‌بندى » نام يافته است ، بنياد شعر يعنى كلام متخيّل موزونست ، و هميشه مايهء دلپذيرى شعر بود و هست ، امّا از آن هنگام محلّ ايراد شد كه شاعر از گنجانيدن آن در كلام عاجزماند و يا چنان دامنهء خيالش وسيع گرديد كه خواننده از لفظ او پى به آن خيال پردامنه نبرد و در نتيجه مدّعى تهى بودن سخن از معنى گرديد . دربارهء خواجه حسين ثنايى ( م 995 يا 996 ه ) نوشته‌اند كه نخستين بار چنين راهى در سخنورى پيش‌گرفت و به همين سبب مىگويند كه او « سركردهء تازه‌گويانست اول كسى است كه موجد روش متأخرين گرديده خطّ نسخ بر طرز قدما كشيد » « 1 » . - اين تازه‌گويى خواجه حسين ثنايى بدين معنيست كه بنياد كارش بر ابداع معنيهاى غريب و نكته‌هاى ديريابى بود كه بدنبال تصوّر و تخيلى ژرف فراز آمده بود و در لباس تشبيه‌هايى كه بيشتر خيالى و وهمى است ، و مجازها و استعاره‌ها و كنايه‌هاى بعيد بيان مىشد ، و چون در اين « خيال‌بندى » ها و نكته‌پردازيهاى متخيّلانهء دور از ذهن مظروف بر گنجايى ظرف فزونى دارد ، غالبا كلام شاعر مبهم و نارسا مىشد چنان كه گروهى از سخن‌سنجان معاصر ثنايى اين عيب را در سخن او يافته و اظهار كرده‌اند . ملّا عبد الباقى نهاوندى در ترجمهء حال خواجه ثنايى نوشته كه « سخنان او را بعيب نارسايى لفظ و اينكه اكثر معانى او ناقص است و مطلب از ابياتش بيرون نمىآيد ،
هامش
( 1 ) - بهارستان سخن ، ص 416 . ملا عبد الباقى نهاوندى نيز سخنى در همين حد دارد و دربارهء او گويد « چندان ابداع معانى غريبه و نكات عجيبه كه او كرده هيچيك از متأخرين نكرده و در متقدمين نيز سخن مىرود و طرز و روش خاصى دارد و آن روش او را مسلم است » . ( مآثر رحيمى ) .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 531 | ذبيح الله صفا