گفته است . وى دربارهء شيوهء سخنورى فغانى نوشته است كه « ملّا محتشم كاشانى و ملّا نظيرى نيشابورى و ملا عرفى شيرازى و ضميرى اصفهانى و ملّا وحشى بافقى و حكيم ركنا مسيح كاشى كه اساتذهء صاحب اقتدار و نامدار فن بلاغت و فصاحتاند ، همه متقلّد و متتبّع اويند اگرچه هركدام ازين بلند سخنان تصرّفى و اختراعى كاربند شده و به طرز خاصّى حرف زدهاند اما در حقيقت جادهء رفتار اينان مسلك بابافغانيست » . على ابراهيم خان دنبالهء نفوذ سبك عهد فغانى ( م 922 يا 925 ه ) را تا بحكيم ركناى مسيح ( مسيحى ) كاشانى ( م 1066 ه ) كشانيده درين حكم طريق انصاف سپرده است ولى در اين ميان نامهاى بسيار مشهور ديگرى را فراموش كرده مثل نصيبى گيلانى ( م 944 ه ) ، غزالى مشهدى ( م 980 ه ) ، قاسم اردستانى ( م 986 ه ) ، نوعى خبوشانى ( م 1019 ه ) ، ظهورى ( م 1025 ه ) و شاپور تهرانى ( م 1040 ه ) و عدهيى ديگر كه خواننده مىتواند با مرور در ترجمهء حال شاعران اين عهد همهء آنان را به آسانى تشخيص دهد .
پس طرز بيان سادهء روان ولى استوار و درست و خالى از تكلّف همراه با نكته سنجى و مضمونآفرينى و بكارداشتن خيالهاى لطيف و عاطفه و احساس رقيق و بديع و پرشور ، بهمانگونه كه در سخن فغانى و همعصران و همطرازانش مىبينيم تا مدتى دراز از دورهيى كه محل مطالعهء ماست امتداد داشت و درين ميان طبعا راه تحوّل مىپيمود و با سليقههاى شخصى شاعرانى كه ديدهايم و خواهيم ديد در آن تغييرهايى رخ مىداد ، باضافهء اينكه زبان فارسى هم درين مدّت در حال تحوّل طبيعى خود بود و مىتوانست بنوبهء خود در دگرگونى تدريجى سبك مؤثر باشد .
و اينكه ملا عبد الباقى نهاوندى نوشته است شاعرانى چون « ميرزا قلى ميلى و خواجه ثنايى . . . الخ ، يكباره منكر طرز متقدّمين شدند » درست نيست بلكه ازين ميان آنكس كه طرزش با متقدّمان تفاوت يافت و شيوهيى نوبنياد نهاد ، خواجه - حسين ثنايى بود كه اتفاقا مورد طعن بعضى از معاصران خويش قرار گرفت ولى بهرحال مبداء تحوّلى در قصيده و غزل گرديد ، چنان كه به زودى خواهيم ديد .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 528
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٥٢٨