تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
و جمعى ديگر از فحول شعراى ايران مثل حكيم ركناى مسيحى و حكيم شفايى اصفهانى و مولاناشانى تكلّو و ساير مستعدّان و موزونان اين روزگار طرز خود را به طرز او آشنا ساخته و نقود تأثير سخن را در سكّه‌خانهء معنى بنام نامى خود مسكوك ساخت . . . و پيش از او ديگرى به اين طرز و روش منتقل نشده حرف نزد . . . » حاصل سخن ملّا عبد الباقى نهاوندى آنست كه شاعران عهد سلطان حسين بايقرا ( 875 - 911 ه ) يعنى شاعران اواخر سدهء نهم و اوايل سدهء دهم طرز نوى پديد آوردند [ كه همان شعر ساده با زبان متمايل بمحاوره و همراه با مضمونهاى باريك و نكته‌هاى لطيف و خيالهاى دقيقست كه پيش ازين بازشناسانده‌ام « 1 » ] ، و اين طرز را گروهى شاعران از لسانى ( م 942 ه ) تا وحشى ( م 991 ه ) يعنى تا پايان سدهء دهم ادامه دادند ، ولى در همين سده و سدهء بعد دستهء دومى از شاعران تازه‌گوى و طرفدار مكتب وقوع و بيان حال خود بر زبان حقيقت پيدا شدند كه بكلّى منكر طرز و روش پيشينيان بودند [ ميلى . . . على نقى كمره‌يى ] ، تا آنكه دور شاعرى بعرفى شيرازى رسيد و او آن هردو طرز مذكور را منسوخ ساخت و شيوه‌يى تازه آورد كه گروهى از معاصران او [ فيضى . . . شانى تكلّو ] آن را دنبال كردند . اين خلاصهء سخن عبد الباقى نهاونديست ليكن او در بيان شيوه‌ها و طرزهايى كه نام برده شاعرانى از سبكهاى متفاوت را در كنار هم نهاده است مثلا ميلى را از مخالفان شيوهء پيش از خود معرّفى نموده است و حال آنكه شيوه‌يى ساده در سخن دارد كه بر سياق دنبال‌كنندگان سبك آخر سدهء نهم و آغاز سدهء دهم است ، و بهر - حال او هرگز نوآورى نكرد و همچنين‌اند بعضى ديگر از دسته‌يى كه در رديف ميلى آمده‌اند مانند قاضى نور الدين اصفهانى ( نورى ) ، ولى دشت بياضى ، ملك قمى و ميرزا حسابى ، درحالىكه از ميان اين گروه خواجه حسين ثنايى پايه‌گذار شيوه‌يى نو است كه در شرح حالش باز خواهم نمود ، و عجيب است كه ميرزا عبد الباقى ولى دشت بياضى را كه معارض و مخالف طرز ثنايى بود و سخن او را بسخريه مىگرفت ، از همقدمان وى دانسته است . شايد مقصود ميرزا عبد الباقى ازينكه اين شاعران را
هامش
( 1 ) - همين كتاب ، ج 4 ص 163 - 164 و بعد از آن .