تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
باهم و مثل هم طرفدار طرز و روش تازه‌يى دانسته است ، توجه و مبادرت همهء آنان ببيان وقوع و اظهار معانى در زبان حقيقت بوده است . 6 ) آنچه ملّا عبد الباقى دربارهء شيوهء عرفى و پيروى دسته‌يى [ از فيضى تا حكيم ركناى مسيح و حكيم شفايى ] ازو آورده محلّ تأمّلست . البتّه عرفى بر سر راه تكامل شيوه‌يى از سخنورى قرار داشت كه بعدها بهندى شهرت يافت ، و او را مىتوان يكى از ستونهاى آن بناى رفيع شمرد امانه همهء آن كاخ بلند ، و اگر در سخن او ، خاصه در غزلش ، دقيق شويم مىبينيم كه او بسيار در دنبال شاعران آغاز قرن نهم تا آغاز قرن دهم حركت مىكند منتهى قدرت و صلابت طبعش او را در شمار مستثنيات درآورده است . از جملهء بيانهاى روشنى كه دربارهء سخنورى عرفى شده از مير عبد الرزاق - خوافى است كه گويد : « بيشترى از اساتذهء سخن‌شناس اتفاق دارند كه در كلام مولانا جزالت با سلاست و لطافت با متانت جمع آمده و بدين شيوازبانى و شيرين‌بيانى كم كسى بوده . در نظم قصايد چنان بلندمرتبه افتاده كه هيچكس را با وى ياراى شراكت و هم‌چشمى نمانده » « 1 » . حق همينست كه شاهنواز خان گفت زيرا عرفى با قدرت و قوت كم‌سابقهء طبع و قريحهء خود توانست سخن جزيل و استوار شاعران آغاز قرن نهم را با لطافت انديشهء غزلگويان پايان آن قرن درهم آميزد و با توانايى خاصّ خود در ايراد معناهاى لطيف و تركيبهاى تشبيهى و استعارى در بيانى سليس و روان بابى نو در كتاب شاعرى افتتاح نمايد نه آنكه شيوهء پيشينيان را درهم بريزد و بر روى آن كاخ درهم ريخته بنايى تازه برآورد ، و حال آنكه ثنايى با طرز خاصّ خود كه عبارت از گنجانيدن مفهومهاى بلند و خيالهاى دور و دراز در كلام كوتاه و فشرده است ، چنين كارى انجام داده است ، چنان كه در ذكر حالش خواهيم ديد . 7 ) درينجا نقل سخن على ابراهيم خان خليل را در صحف ابراهيم لازم مىدانم كه دربارهء شيوهء بابافغانى « 2 » [ و اگر حقيقت را بخواهيم شيوهء متداول در عهد بابافغانى ] و ادامه يافتن طرز او تا ديرگاهى از دورهء مورد مطالعهء ما ، صريحتر سخن
هامش
( 1 ) - بهارستان سخن ، مدراس 1958 ، ص 420 . ( 2 ) - همين كتاب ، ج 4 ص 411 - 417 .