فيضى ، عرفى ، نظيرى ، ظهورى ، طالب ، كليم ، قدسى ، صائب و ديگران ، سرآمد سخنوران عهد خويشند و مىتوان آنان را نگهبانان واقعى سخن در دورهيى دانست كه دربارهء آن سخن مىگويم . - پيداست كه اين سخنوران خود مرتبههاى مختلفى داشتند و همه را نبايد در يك رديف درآورد اما بهرحال و بر رويهم از ديگر گويندگان زمان خود برگزيدهتر بودند و به همين سبب هم از دولت هنرشان روزى مىخوردند و هم بخاطر ارزشى كه آن هنر داشت چون مردم كمال يافته و برگزيدهيى در محفل بزرگان قوم و زورمندان و صاحب دولتان راه مىجسته و با آنان معاشرت مىنمودهاند .
شيوهء سخنورى ، ويژگيها و مرحلههاى تحول آن در عهد صفوى
1 ) شعر فارسى در عهدى كه از اوايل سدهء دهم تا نيمهء سدهء دوازدهم بدرازا كشيده در يك سير تدريجى و مرحله بمرحله بپيش مىرفته و تحول و تغيير مىيافته - است . روشنست كه شعر ما هيچگاه بر يك حال نماند و مراجعهء مختصرى بجلدهاى پيشين همين كتاب نيز اين نكته را روشن مىسازد ، و اين معنى را هم درين گشت و گذارهاى اديبانه دريافتهايم كه هر تحوّلى مسبوق بسابقهها و معلول علتهايى بود كه از ديرباز فراهم آمده و پىآمد آنها ديرگاهى بعد از وجود انگيزهها محسوس گرديده است . تحول و دگرگونگى شعر در دوران صفوى هم همينحال را داشت و ما نمىتوانيم شيوهء شاعرى اين عهد را يك جا و دربست معلول قيام سرخكلاهان يا غلبه و چيرگى عالمان شرع يا رواج زبان تركى و يا بروز تحول در زبان و همانند اين مطلبها بدانيم ، يا تصور كنيم كه درين عهد يك سبك و يك شيوه در شعر بوده - است و بس ، و آنگاه نظرى را كه نسبت به آن يك شيوه و سليقه داريم به تمام عهد صفوى تعميم دهيم و شعر آن دوره را يك جا خوب و يا بد بدانيم .
شعر دوران صفوى مانند هنر آن عهد دنبال وضع و حالتى حركت مىكرد كه در اواخر سدهء نهم بود يعنى به طرف نكته سنجى ، مضمونآفرينى ، خيالپرورى و سادگى زبان . تمام شاعرانى كه در سدهء دهم ظهور كرده و بعضى از آنان مانند