و ازين راه يك سلسله غزل همسان پديدآوردند . ميرزا بيدل در بياض خود بيشتر اين غزلها را نقل كرده و من ديدهام « 1 » و حق آنست كه از ميان آنها غزل قدسى كه مير - عبد الرزاق خوافى « 2 » آن را « غزل عالمگير » خوانده از همه و حتى از غزل فغفور بهتر باشد .
از مطلبهاى گفتنى دربارهء شاعران دوران صفوى يكى مشابهت تخلّصهاى بسيارى از آنانست به يكديگر . مثل مخفى رشتى و مخفى ديگر بنام زيب النساء بيگم دختر اورنگ زيب كه هردو ديوان دارند ؛ غرورى كاشى و غرورى شيرازى ؛ قوسى تبريزى و قوسى شوشترى ؛ ذوقى اردستانى و ذوقى كاشى ؛ خضرى قزوينى و خضرى خوانسارى ؛ نويدى شيرازى و نويدى تهرانى و نويدى اصفهانى ؛ شعورى مشهدى و شعورى كاشى ؛ سالك قزوينى و سالك يزدى ؛ صوفى مازندرانى و چند صوفى تخلّص ديگر ؛ فيضى اكبرآبادى و معاصرش فيضى تربتى و معاصر ديگرش فيضى سرهندى ( سهرندى ) و فيضى اصفهانى كه همگى در دربار جلال الدين اكبرپادشاه جمع بودند و چند فيضى ديگر . فيضى اصفهانى بر اثر نفوذ فيضى اكبرآبادى ناگزير شد تخلّص خود را تغيير دهد . گاه بعضى از تخلّصها ببهاى گرانى خريدارى مىشد مانند تخلّص « وقارى » كه ميرزا غازى بيگ ترخان « 3 » والى سند و قندهار آن را بهزار روپيه از شاعرى ديگر خريد « 4 » .
البتّه شاعران اين عهد هم مانند دورانهاى گذشته با يكديگر دوستيها ، ذكر خيرها ، بدگوييها ، مدحها ، هجوها ، شوخيها و حتى بدانديشيها و توطئهگريها داشتهاند كه بازگفتن همهء آنها سخن را بدرازا مىكشاند و هرچه بود بازتابى بود از حال جامعهء عهد و خوى و كردار همگان كه گويا تا عهد ما نيز چندان تغييرى نيافته باشد .
پيداست كه در ترجمهء حال بعضى ازين شاعران كه در اين جلد آمده ، هرجا كه مناسبتى
هامش
( 1 ) - كتابخانهء موزهء بريتانيا ، نسخههاى فارسى بشمارهء :Add . 16 , 802 and 16 , 803( 2 ) - بهارستان سخن ، ص 488 .
( 3 ) - همين كتاب و همين جلد ، ص 464 - 466 .
( 4 ) - تذكرهء ميخانه ، ص 293 .