داشته باشد ازين مقولهها سخن بميان خواهد آمد .
از جملهء اين روابط كه شايستهء بازگفتنست بحثها و مناظراتيست كه شاعران در انتقاد بر گفتارهاى يكديگر و يا تغيير و اصلاح آنها داشتند . يكى از آنها كه بسيار قابل توجّهست اعتراض شيدا فتحپورى ( م 1080 ه ) است بر قصيدهيى از ميرزا محمد - جان قدسى ( م 1056 ه ) و حكومتى كه ملّا منير لاهورى ( م 1054 ه ) در قصيدهء خود ميان آندو كرد . چند بيت از قصيدهء قدسى و اعتراضهاى شيدا بر آن بيتها و محاكمهء منيرى را مير عبد الرزاق خوافى در بهارستان سخن ( از ص 478 ببعد ) نقل كرده است .
يكى ديگر ازينگونه اعتراضها آنست كه ملّا نشانى ( م 1020 ه ) بر فيضى مى كرد . فيضى فياضى ( م 1004 ه ) در بيتهايى كه ازو در مورد نوآوريهاى عهد نقل خواهم كرد بر بعضى از شاعران زمان كه ببهانهء توارديا « بهتر بستن معنى » ديگران مضمونها و نكتهها و معنيهاى اين و آن را تاراج مىكردند تاخته و در آن ميان خود را مبتكر شمرده است . ملا نشانى كه او « را با شيخ فيضى مباحثات و مشاعرات بسيار بوده و مكرّر كنايات بوى فرمودهاند » « 1 » ، در بيتهاى زيرين از مثنوى خود بر آن استاد تاخته و گفته است :
چند زنى لاف كه در ساحرى * سامريم سامريم سامرى
هر نفسم معجزهء عيسويست * شعلهء نور شجر موسويست
در سخنم نادرهء روزگار * اهل سخن را منم آموزگار
هر نفسم برده ز جادو شكيب * هر سخنم سحر ملايك فريب
خسرو ملك همه دانى منم * حاكم اقليم معانى منم
جوهرى سلك سخندانيم * صيرفى نقد سخنرانيم
اين منم امروز درين داورى * شعلهء آتش به زبان آورى
دعوى ايجاد معانى مكن * شمع نه اى چربزبانى مكن
هامش
( 1 ) - منقول از هفت آسمان ، تهران 1965 ص 129 .