بيشتر شاعران بجز استاد معيّنى كه داشتند سعى مىكردند با حضور در جرگهء شاعران خود را ورزيده و از رموز فن آگاه كنند . اين جرگهها در بعضى از شهرها به صورت اجتماع عادى سه يا چهار تن و بيشتر و كمتر درمىآمد كه در خانهيى و مكتبى و دكانى تشكيل مىشد . مثلا ميرزا قوام الدين آصفخان كه ترجمهء حالش را ذيل عنوان « جعفر » در همين جلد خواهيد ديد پيش از سفر هند در مكتبخانهء ملا خليل قارى در قزوين با او و با ميرزا سلمان حسابى و ضميرى اصفهانى ملاقات و مشاعره داشت . وى در آن اوان ديوان شرف جهان « 1 » را تتبع مىكرد تا طبع خود را تربيت نمايد ، پس « پارهيى از اشعار خود بر آن خردمندان فرو خواند . . . آن سه عزيز « 2 » بعد از استماع ابيات رنگين آن سخن آفرين آواز تحسين باوج علّيين رسانيدند ، مولانا ضميرى گفت . . . در مقابلهء اين فرد ميرزا شرف جهان چه فرمودهايد كه :
اوراق گل ز حرف وفا ساده يافتم * بر حال بلبلان چمن خون گريستم
چون جعفر بيگ بر متانت اين بيت مطلع شد از گفتههاى خود پشيمان شده در ساعت اوراق اشعار خود را در آب آن حوض كه با عزيزان مذكور در كنار آن نشسته بودند شست . » « 3 » . همين جعفر بيگ آصفخان بر اثر چنين تمرينها و تتبع سبكها و ديوانها توانست در زمرهء شاعران معروف عهد خود درآيد چنان كه شيرين و خسرو او را بهترين منظومهيى دانستهاند كه باقتفاء از نظامى ساخته شده « 4 » .
نمونهء ديگر دكان طرّاحى مير محمود طرحى شيرازى ( سدهء دهم ) بود كه گروهى از شاعران شيرازى عهد در آن گرد مىآمدند مانند غيرتى شيرازى ، عرفى شيرازى ، عارف لاهيجى ، قيدى شيرازى ، قدرى شيرازى ، حسين كاشى مورخ ، مير ابو تراب محروم رازى ، تقياى ششترى ، رضاى كاشى و تقى الدين محمد اوحدى بليانى
هامش
( 1 ) - شرح حالش را در بخش شاعران از همين جلد بخوانيد .
( 2 ) - مقصود خليل قارى و حسابى و ضميريست كه در متن ديدهايد .
( 3 ) - تذكرهء ميخانه ص 157 - 158 .
( 4 ) - بنگريد بشرححال جعفر در همين جلد .