تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
آن سپاه ، كوشيدند تا آن پولها را در خزانهء شاهى بينبارند ، و دربارهاى خود را بجاى آراستن بوجود جنگاوران و سرداران شايسته و مردان كارديده بزرينه و سيمينه و گوهرينه آراسته سازند و برترى جويى را در چنين ظاهرهاى فريبنده بپندارند . نتيجهء اين اشتباه آن شد كه هنگام حملهء محمود افغان بر اصفهان نه سپاه منظمى در پايتخت بود و نه اسلحهء كافى ، حتى باروت ! تا آنجا كه كارگزاران سلطنت صفوى براى حفظ جان پادشاه تقاضاى باروت و توپچى كار آزموده از مأموران شركت هند شرقى هلند مىكردند و مأموران آن شركت ببهانهء مجهز نبودن و ضعف و ناتوانى خود درين مورد آنان را بمراجعه و توسل بشركتهاى انگليسى و فرانسوى مستقر در اصفهان تشويق مىنمودند و سرانجام چون كار بجنگ كشيد سى يا چهل‌هزار سپاهى از اصفهان از دوازده هزار سپاه محمود شكست خوردند و برسوايى تمام تارومار شدند . بسيارى ازين سپاه سى يا چهل هزار نفرى بچوبدستى مسلح بوده‌اند ! . . . « 1 » علت بزرگتر ديگر در افتادن دولت صفوى بسراشيب انحطاط و زوال پيش گرفتن سياست خاص شاه عباس نسبت بوليعهد و شاهزادگان ديگر بود . تا دوران او معمول چنان بود كه شاهزادگان ، حتى از خردسالى ، بحكومت شهرهاى مهم مانند هرات و مشهد و شيراز و تبريز و جز آنها گماشته مىشدند و عده‌يى از سران قزلباش آنان را در بست و گشاد كارها يارى مىدادند . نخستين كسى كه اين رسم را از ميان برد شاه عباس اول است كه گويا از اينكه پسر محبوب و دليرش صفى ميرزا مانند او كه پدر را از سلطنت بر كنار كرده بود ، روزى مزاحم وى گردد ، بيمناك بود ؛ و او نه تنها به همين خوددارى از واگذاشتن حكومت و اقتدار محلى بصفى ميرزا بسنده نكرد بلكه با اندك بدگمانى آن جوان شجاع را كه مورد علاقه ايرانيان بود ، كشت و دو فرزند ديگرش امام قلى ميرزا و محمد ميرزا معروف بخدابنده ميرزا نيز به زودى كور
هامش
( 1 ) - بنگريد بگزارش مأموران شركت هند شرقى هلند مذكور در پاورقى صفحهء 31 .